پارت صد و سی و ششم :

با لحن خیلی خشن و بدی روبهش گفتم:
_ شنیدی؟... باباش رو که میشناسی ها؟ میدونی کی رو میگم.
با لحن آروم و همین طور عجیبی که نشون می داد از حرف هام ناراحت شده جواب داد:
مرد مخفی_ هیچ کدوم از اون اتفاقات مقصرش تو نبودی.
_ منم نگفتم تقصیر من بود... گفتم تقصیر باباش بود.
مرد مخفی_ پس بذار عذاب وجدانش گردن باباش باشه.
_ اما دلویس فقط بچه باباش نبود بچه منم بود... من مادرش بودم.
مرد مخÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم

    0

    آرکا از کجا اومد😐دوستان ارکا مردمخفی نیست

    ۳ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    نه ببین نگفتیم قطعا آرکاست میگیم بین آرکا و رادان البته احتمال رادان بیشتره اما ببین مرد مخفی توی پارت 135 همین پارت قبلی بود یا همین پارت اخر 136 دقیق نمیدونم اما ببین چی به دلوین گفت:/ گفت که نتونستم مدرک داشته باشم تا اون قتل ها رو از گردن خودم و خونوادم پاک کنم بحث قتل شد خب قاتل سریالی آرکاست

    ۳ ماه پیش
  • مریم

    0

    خب منظورش اینه من قاتل نیستم پس ارکا نیست،برای معرفی ارکا گفته شده قاتل سریالی یعنی قاتله

    ۳ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    1

    اره از این سمت هم میشه به قصیه نگاه کرد

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۳ ماه پیش
  • فائزه

    0

    بذار بهتر برات توضیح بدم منظور سارا اینه که وقتی مرد مخفی انقدر راجب قتل صحبت کرده خب ممکنه مردمخفی همون آرکا باشه که توی زمان گذشته بهش تهمت زدن که قاتله درحالیکه قاتل نیست ( چون مرد مخفی گفت قاتل اونی بود که هر شب برای من شیرینی میاورد یا از پشت پنجره بهم نگاه میکرد) حرفاش بوی اینو میداد که یه عمر

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۳ ماه پیش
  • فائزه

    0

    یه عمر به من گفتن قاتل در حالیکه قاتل یه آدم دیگه بوده به خاطر همین میگیم شاید آرکا هم نقش خوبی برای مرد مخفی باشه البته فعلا آرکا وارد نشده اما وارد بشه شاید از دیالوگ ها یا حرفاش متوجه بشیم هرچند هممون حدسمون روی رادان بیشتره چون سرنخ ها و نشونه ها تا این جای داستان بیشتر به رادان خورده

    ۳ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    آره دقیقا منظورم همین بود حالا شاید هم اشتباه باشه ولی خب حدسیه که فعلا توی سر چند نفرمون افتاده

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۳ ماه پیش
  • مریم

    0

    خب دیگه مردمخفی ارکا نیست چون قتل ها رو الکی به اسم مردمخفی زدن در صورتی که ارکا قاتل واقعیه

    ۳ ماه پیش
  • فائزه

    1

    اینم هست درست میگی هر دو ایده میتونه وجود داشته باشه

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اینم میتونه باشه

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره افرین به دقتت

    ۳ ماه پیش
  • Sarina

    0

    رادان نیست بابا . رادان بابای دلویسه و از اونجایی که اینا میگفتن مرد مخفی بابای دلویس نیست پس مرد مخفی یکی دیگه ست .

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۳ ماه پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    این پارتو خیلی دوست داشتم داد زدنای دلوین و صبوری مرد مخفی

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    میگم من اخرش نفهمیدم تو اسمت چیه داری بهمون میرسیا باید اسمتو بلد باشیم😂🙃

    ۲ ماه پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    مطهره ام جگر ❤️

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم چه اسم قشنگی

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    1

    خوشبختم عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    سه تا از دوستام اسمشون مطهره ست. چهارمی هم داره میاد مثل اینکه😎🧡

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😂😍

    ۲ ماه پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    باعث افتخاره ❤️💋

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • ملینا

    0

    فائزه جون یکم از خودت بگین آشنا بشیم همگی المیرا بگه همتون ی دور بگین چند سالتونه من قبلا چت میکردم دیگ وقفه افتاد سارارو میشناسم ولی بقیه رو ن

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    من 22 سالمه دانشجوی معماریم توچی؟ تو چند سالته؟ سارا منظورت منشی کیاناست؟😂اخه سارا چند تا داریم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم خوشحالم که دوستش داشتی عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • ملینا

    0

    عهه پس هم سن هستیم من تازه دانشگاهم تموم شده آره سارا منشی کیانا رو میشناسم ما موقع های اوایل جنگ قسمت های اول رمان چت میکردیم کدوم شهری؟

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    من اصفهانم 😁اره یادم میاد ولی اون موقع من زیاد چت نمیکردم چون تازه رمانو خریده بودم و اون موقع تا پارت 56 منتشر شده بود دیگه اصلا چت نمیکردم فقط تند تند میخوندم ببینم چه خبره و به پارت گذاری برسم.. یادمه یه کارگاه گجت هم داشتین😂که تحلیل اساسی میکرد

    ۲ ماه پیش
  • ملینا

    0

    خوشبختم عزیز دلم وای آره اون موقع من گروهبان یکم بودم 🤣 چقد زود گذشت

    ۲ ماه پیش
  • نیایش

    0

    خو بحالت دلوین. کاش خاک پات بودیم.

    ۲ ماه پیش
  • ......

    0

    یعنی بابای دلویس کی میتونه باشه؟

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • نرجس

    0

    این پارت یه غلطی با اعصابم کرد که نگو و نپرس😊😬

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂😍 خدا بهت صبر بده

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    پارت انقدر طولانی و خفن و هات بود که کف و خون بالا آوردم

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خدا نکنه عزیزم خوشحالم که خوشت اومده

    ۳ ماه پیش
  • المیرا

    0

    کاشکی مرد مخفی همین امشب اون وارث و به وجود بیاره. من که بی صبرانه منتظرم😎😁

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۳ ماه پیش
  • لیانا

    0

    حق به هردو ست بالاخره هر کدون از دیدگاه خودشون حرف زدن اما به نظرم دلوین کاملا حق داشت

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۳ ماه پیش
  • لیانا

    0

    دلوین واقعاً زخم خورده ست.. حرفاش درد داشت🫠ولی خب مرد مخفی درمونش میکنه

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۳ ماه پیش
  • سپهری

    0

    من هنوز روی جمله من تو رو بازنویسی می کنم قفلم.. چه جمله ای بود. 😭🔥

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍

    ۳ ماه پیش
  • مهدا

    2

    مگه امروز روز زوج نیست پس چرا پارت نداریمم😭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نشد متاسفانه قشنگم

    ۳ ماه پیش
  • سیور

    2

    بچه ها راست میگن کاش دلوین فقط تو اتاق مرد مخفی بمونه😂🥺

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂😍

    ۳ ماه پیش
  • سیور

    0

    من هنوز بوی عطر مرد مخفی رو از لابه لای متن حس می کنم😭😂خیلیی عالی بودد

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂😍

    ۳ ماه پیش
  • شکوفه

    0

    هر چی اون لبخند نامرئیش.. نه ببخشید من مردم 🫠

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️