شیدای کافر به قلم الهه محمدی
پارت پنجاه :
اینم هديه دوم... انشالله از شنبه پارتهای بلند خواهیم داشت...💞
داخل که رفتم عصرانه ای مفصل برایش آماده کردم، بعد مشغول درست کردن شام شدم.در تمام عمرم اینقدر غذا نپخته بودم.عوض اخلاق خوشی که نداشت خوش خوراک بود و به شدت ایراد گیر !آن شب آخرین غذای دو نفری مان را می خوردیم.خانم اشراق اول شب تماس گرفت و متذکر شد فردا ظهر خانه هستند.حس کردم شهاب پس از آن مکالمه بیش از حد آرا

لطفا صبر کنید...

مهین
0بسیار سپاسگزارم و خسته کاراتون نباشید ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️