گالری مردگان به قلم زهرا رحمانی
پارت هشتاد و دوم :
ویرایش گالری مردگان:
-خب چرا؟ چون برات مهمه که کل دنیا تاییدت کنن؛ چیزی که برای من پشیزی ارزش نداره. ازت خواستم کنارم باشی، خودتو کشیدی کنار. این تقصیر منه؟
آراز در اوج درد، بدون هیچ لرزشی به او خیره شد و در پاسخ گفت:
-تو زندگی لنا رو نابود کردی. انتظار داشتی تاییدت کنم؟ اونم لنایی که همه جوره هواتو داشت!
خشم در نگاه نوژن دوید.
-چرند نگو! خوب میدونی که در مورد اون من بیتقص
لطفا صبر کنید...
