پارت شصت و دوم :

دستش رو از روی چونه‌ی سپهر پایین آورد و با پشتِ انگشت، خطِ فکِ سپهر رو لمس کرد.
تنِ سپهر از اون لمس‌های ویرونگر ، مورمور می‌شد. لقمه‌اش رو با اخم‌های درهم و بغضش قورت داد.
- «من اون آدمی نیستم که بخوای به بازیش بگیری.»
دستِ میراث رو به‌شدت پس زد و با جدیت بیشتری ادامه داد :
-« تا قبل از این‌که پشیمون بشی ، من رو آزاد کن.»
میراث خندید.
دستش رو برد سمتِ یقه لباسِ سپهر و ا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت مدرسه در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مدرسه
تصویر شخصیت آوا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آوا
تصویر شخصیت دارا و پویا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) دارا و پویا
تصویر شخصیت آرتان در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) آرتان
تصویر شخصیت نعنا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) نعنا
تصویر شخصیت یونا در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) یونا
تصویر شخصیت میراث در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) میراث
تصویر شخصیت مانی در رمان رد فلگی که بوسیدمش (آواز قو) مانی
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یانا

    0

    قرارداد جالبی بود فقط مشتاقم بدونم دقیقا کی تنظیمش کرد که انقدر سود هردو شخص قرارداد براش مهم و با اهمیت بود🤣😒

    ۱ دقیقه پیش
  • بابای نعنا

    0

    واایی این اولین بار بود میراث انقد حرف زدد دیوارای صورتیی😭😭به جان گوشیم این میراث فهمیده سپهر دخترهه😂😭سپهرر داری چه غلطی میخوریی

    ۲ دقیقه پیش
  • یانا

    3

    آقا جدی چرا امضای نعنا رو بوسید من هی میگم میراث عاشقشه شما بگین نه😂😔

    ۳۰ دقیقه پیش
  • Nina

    0

    عاشق نیست، وسواس یا وابستگی بیمارگونه داره. به نظر من هنوز به مرحله شیفتگی و عاشقی کامل نرسیده ولی احتمالا رسیدنش نزدیکه.

    ۱۶ دقیقه پیش
  • یانا

    0

    اره منم همین فکرو میکنم ولی باور کن رفتارهای عاشقانه زیاد داره که میشه بهشون گفت عشق یا میشه هم گفت مالکیت بیمارگونه

    ۷ دقیقه پیش
  • نفس

    0

    عوضی سادیسمی از اینکه به زور یک ادمو مجبور کنی وزورتو به رخش بکشی اصلا قشنگ و جالب نیست و براساس اون کاغذ شاید بخواد جلوی یونا هم رابطه داشته باشند داره ازش بدم میاد

    ۱۰ دقیقه پیش
  • ...

    0

    نظریه خوبی بود نه 😂😂 واای اگه این بشه چی مییشهه

    ۱۱ دقیقه پیش
  • Dina

    1

    عاشق متن قرارداد شدم 🤣🤣😐

    ۱۲ دقیقه پیش
  • یانا

    0

    چقدر دیالوگای میراث رو اونجا که میگفت از بچگی دوست داشتم خورشید داشته باشم رو دوست داشتم🥺

    ۱۲ دقیقه پیش
  • ...

    0

    من نظرم اینه که اون موتوری ارتان بوده و میاث قطعا میدونه که نعنا دختره بهشم گفت که بره اماده بشه اون میره بیرون با یه چیزی زنگ میزنه جمال اونم میاد دنبالش میبرش خونه خودشون پیش ن مامان و باباش اما از اونجایی که اون موتوره میتونه ارتان باشه میراث میاد شب تو خواب نعنا رو برمیداره میبره

    ۱۲ دقیقه پیش
  • یانا

    0

    وای الان فک کن نعنا بره مدرسه وسیله هاشو جمع کنه بعد تازه اگه بتونه از دست یونا فرار کنه از مدرسه بره بیرون یهو گیر میراث بی افته واقعا منتظر اون صحنه هام😂

    ۱۵ دقیقه پیش
  • دوست دختر مانی

    3

    اول یه چیز رو بگم این دیوار صورتی رو برای دختر میزنن یعنی میراث میدون سپهر دختر سپهر داری چه گوهی میخوری 😭😭

    ۵۴ دقیقه پیش
  • Nina

    0

    نه فکر میکنه فمبویه🤣

    ۱۵ دقیقه پیش
  • Nina

    2

    (من یه بیمارم و تو تنها دارویِ منی.) زیبا بود🛐

    ۱۸ دقیقه پیش
  • یانا

    3

    نعنا دقیقا چی تو میراث دید که فک کرد با یه گریه الکی میتونه گولش بزنه😂

    ۱۹ دقیقه پیش
  • یانا

    3

    الهی بمیرم اون موقع که میراث تب داشت مادرش کدوم گوری بود آقا این بچه اینجور که معلومه مادر که بالا سرش نبود اسباب بازی که نداشت درواقع اصلا بچگی نکرد معلومه که اون بچه میشه میراث شب(حالا همچنان یکسری ها دلشون برا یونا بسوزه)

    ۲۲ دقیقه پیش
  • یانا

    0

    چرا من حس میکنم اون ته چینو واقعا ما جان پخت😔

    ۲۶ دقیقه پیش
  • شهرزاد

    1

    *لبخند ژکوند 😃😃😀😆😆 نعنا خانم تبریک ب.. گا رفتی عسیسم🎀🎀

    ۳۲ دقیقه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!