پارت بیست و پنجم :

سورن، که حالا سنگینی نگاه هر دو زن را روی خودش حس می‌کرد،نگاه سرد و صامت اش را به نقطه ای نامعلوم دوخته و قبل از آنکه چیزی بر زبان بیاورد .لحظه ای سکوت کرد.

این فقط یه ملاقات ساده بود.مثل خیلی از بازی‌هایی که قبلاً واردش شده بود. ولی این یکی، نمایشی خانوادگی داشت.

اگه این‌کار می‌تونست چهره‌ی نگران مادرش رو آروم کنه، پس مطمئنن وقت گذاشتن براش ارزشش رو داشت.

بی اعتنا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت سرمه بیات در رمان افسار سرمه بیات
تصویر شخصیت سورن پاسال در رمان افسار سورن پاسال
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!