پارت صد و سی و چهارم :

بر می ‌گردم ایران پیش اردوان.
قشنگ رو به روش می‌ شینم و صاف و پوست ‌کنده همه‌ چیز رو میگم.
نه حذف می‌ کنم، نه سانسور نه حتی اشتباهاتم رو توجیه می کنم.
و توی خیالِ من اردوان گوش میده... از اشتباهاتم می گذره و ترکم نمی کنه.
منو پس نمیزنه.
شاید عصبانی بشه.
شاید ساکت بشه.
اما آخرش می‌ فهمه که من یا چاره ای نداشتم یا از عمد، همه اون کار ها رو نکردم.
من این رو باور داشتم یØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • Ghoo

    0

    یعنی چی دلوینو مرده جا زدن؟😢😱وای چه دارک شد

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    مرد مخفی نکنه رادانه ک گفت بچمو جدا کردی ازم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • میهن

    0

    یعنی تصمیمش رو گرفته. یعنی قراره خون راه بیفته 😐وای نه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • میهن

    0

    اون چشم آخرش… لعنتی اون چشم ترسناک تر از هر تهدیدی بود😐😱

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • Stefani

    0

    یعنی دلوین هرچی اون پرونده لعنتی رو میخوند اینور من داشتم سکته میکردم😱😶

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خدا نکنه قشنگم

    ۳ ماه پیش
  • گیلدا

    0

    همین که مرد مخفی وارد شد من اینجوری شدم😱گفتم الان قیامت میشه😭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۳ ماه پیش
  • زهره

    0

    آره نکشتی… فقط همه چیو طوری چیدی که بمیره. فرقش چیه؟! 😡

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۳ ماه پیش
  • شیدا

    0

    وای خدای من عجب چیری پیدا کرد دلوین🥲💀💀😱

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۳ ماه پیش
  • زهرا

    0

    این دختر الان اگه برگرده پیش اردوان، یا همه چی رو می سوزونه یا خودش می سوزه. راه سومی نمی بینم 💔

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۳ ماه پیش
  • جیرانی

    0

    ترسناک اینه که مرد مخفی، هیولا شدنو خیلی قشنگ بلده 😐

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۳ ماه پیش
  • النا

    0

    شک ندارم شاهد خون ریزی و قتل و جنایت های زیادی خواهیم بود

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۳ ماه پیش
  • النا

    0

    حس می کنم آخرش انتخاب بین مرد مخفی و اردوان نیست بچه ها انتخاب بین آدم موندن و هیولا شدنه🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    جالب بود

    ۳ ماه پیش
  • امین پور

    0

    و یه چیز که ذهنمو درگیر کرد مکث های مرد مخفیه🤔به خدا داره یه چیزی پنهون میکنه

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۳ ماه پیش
  • امین پور

    0

    عشق این جور ادم ها معمولا اخر عاقبت خوشی نداره🤦 ♀️

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۳ ماه پیش
  • امین پور

    0

    من فقط دارم فکر می کنم اگه مرد مخفی عاشق نیست، پس چرا لغو کرد؟ منظورم اون اصطلاحیه که استفاده کرد لغو کرد؟ چرا؟ و اگه عاشقه… وای به حال دلوین 😶

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️