پارت هفتاد و سوم :
نوشته بود:
"سلام نفس. خوبی؟ من کشیکم. آرمیتا خونه خواهرمه. گیر سه پیچ داده بیاد پیش نفیسه خانم؛ خونه رو گذاشته رو سرش بس که گریه کرده. هستید خونه؟ واقعاً ببخشید."
لب گزیده و از اتاق بیرون رفتم. باید اول از نفیسه میپرسیدم هرچند مطمئن بودم استقبال میکند. عاشق بچهها بود. آرمیتا هم که در همین مدت کوتاه حسابی دلش را برده بود.
شش ماه پیش که رسیدم تهران اول رفتم سر خاک پدرم و نسیم و ب
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
ساناز
0♥️♥️♥️♥️♥️♥️
۲ روز پیشمامان عسل
0آراز خان کجایی که نفس دلش گیره برای تو..مرد باش بیا عشقت رو ببر ..عالی بود فاطمه جون عزیز خداقوت 🙏🌼
۲ روز پیشسولماز
0منم موقع خوندن رمان همین حس رو دارم👍
۲ روز پیشMrzh
0برای من همشون به رنگ آبی دریان😍
۲ روز پیشسعادت
0نفیسه خیلی مشکوکی نمی تونی نفس با این حرف ها گول بزنی
۲ روز پیشمیم
3شایدم نفیسه از حامد خواستگاری کرده ولی حامد قبول نکرده،هنوز عزاداره 🙏🏻🥺
۳ روز پیشعاطی
0نه دیگه فکرنکنم. احتمالا حامد حرکت زده وگرنه دم خونه نفیسه با دخترش پلاس نبود 😁🤣
۲ روز پیشعاطی
0فاطمه جونم آدمای رمان براام همشون هلویی هستن🙃😎
۲ روز پیشمهلا
0عالی بود 💜💜
۲ روز پیشهدی
0رنگ رمان آبی
۲ روز پیشاسرا
1چراخواهرهاعشق هاشون آدمهای شکست خورده هستن🙏
۲ روز پیشآمینا
0رنگ رمانت سبز و آبی .رنگ های امید بخش و زندگی آفرین
۳ روز پیشآمینا
1حتما خواستگاری کرده نفیس ناراحت شده😅😅
۳ روز پیشرارا
0رنگ سفید خاکستری مناسبه شخصیتاشون خیلی هست بنظرم
۳ روز پیشManiya
0سلام نویسنده جانم واسه سوالتون بنظر من زنگ کی به این رمان باید داد رنگ عشق و روح مردم من هیچ رنگی نمیتونم بگم چون هرجایی این رمان و هر کلمه اش خودش خاصه پس واسه همین من بهش رنگ عشق دادم به همه شخصیت هایی گل رمانت
۳ روز پیش
لطفا صبر کنید...
شیوا
0فاطمه جان الوعده وفا دوشنبه اس دیگه پس کو پارت جدید