پارت پنجم :

خواب به چشمم نمی‌آمد. هر بار که پلک می‌بستم، صورتش دوباره مقابلم ظاهر می‌شد؛ همان نگاه سرد، همان مکث‌های کوتاه، همان صدایی که سعی می‌کرد غریبه باشد ونمی‌توانست.


روی تخت هتل نشسته بودم و نور زرد چراغ کنار تخت روی دیوار افتاده بود. ساعت از ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!