طعم گس انتقام به قلم رویا یزدانپور
پارت بیست و دوم :
سعی کردم که نگاهم را از چشمانش بگیرم اما قدرت آن را نداشتم. چشمانی نافذ و رنگی اما رنگ آن را نمیتوانستم تشخیص دهم. گاهی به سبز میزد و گاهی به عسلی. سعی کردم که بر خود مسلط باشم. پس لبخندی ظریف بر لبانم نشاندم. با رسیدن مرد درست در دو قدمی ام، ایستاد و با برقی در نگاه اش که حالا درست به سبز میزد لب باز کرد.
ـ خانوم رادان درست میگم؟
با دلی لرزان اما کلامی استوار به حرف آمدم.
ـ بله درسته
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
