پارت چهل و پنجم :

"هشت روز قبل از تشییع جنازه"
"مهیار"
توی تمام زندگیم سعی کرده بودم، سرم به کار خودم باشه و به هیج‌کس کاری نداشته باشم. ادعایی که روی این موضوع داشتم باعث شده بود زندگی مثل همیشه چیزی رو جلوم بذاره و بگه؛ ((اگه می‌تونی، الانم سرتو بکن تو زندگیِ خودت)).
من هیچ‌وقت نخواسته بودم با کسی در بیفتم و برای خودم سردرد درست کنم اما... الان شدنی نبود.
از یک طرف پردیس بود و اون برادرای عوضیâ€

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرهام در رمان گورستان پرهام
تصویر شخصیت پردیس در رمان گورستان پردیس
تصویر شخصیت پدرام در رمان گورستان پدرام
تصویر شخصیت گندم در رمان گورستان گندم
تصویر شخصیت مهیار در رمان گورستان مهیار
آخرین نظرات ارسال شده
  • رایکا

    0

    از دلایلی که مهیار رد فلگه همین رفتارشه، به تو چه که یه زن پوشش چطوریه مردک! پدرام عزیزدلمو ندیدی چجوری بیان کرد ناراحتیش رو؟ تو برو شیرتو بدوش این وسط واسه ما کاسه داغ تر از آش شدی نخودی!

    ۵ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره، ولی انگار مهیار قضاوت توی خونشه!

    ۵ روز پیش
  • زری

    1

    من نمی دونم چرا مهیار وقتی با پردیس حرف می زنه اصلاً اعصابم خورد میشه احساس می کنم همین مهیار باعث شد که پردیس بمیره یا این کشتتش😒😖😖

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    احتمال همه چیز هستت

    ۳ ماه پیش
  • سوزان

    3

    نمیدونم چرا اما ابراز علاقه ی پدرام نسبت ب ابراز علاقه ی مهیار ناب تر و عمیق تر و بااحساس ترهه.🫠🫠

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    درسته خودمم قبول دارم

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه

    2

    من میدونم میدونم گندم و پدرام بهم نمیرسن گندم بخاطر درامان موندن پدرام با مهیار ازدواج میکنه لعنتی کاش اینجور نشه

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ایشالا که نمیشه تو غصه نخور💋😊

    ۳ ماه پیش
  • Hosna

    0

    عالیه همین جور با قدرت ادامه بده عزیزم 💓🎀🪽

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم قشنگم

    ۳ ماه پیش
  • کژاله

    0

    ممنون از نویسنده عزیز 🌹 این پارت بهتر بود روند اصلی داستان مشخص تره تا قبلی ها.

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم کژاله عزیز♥️

    ۳ ماه پیش
  • سرو

    0

    عالی بود گلم نمیدونم چی بگم پردیس هم قربانی شده دلم براش میسوزه

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم بانو سرو♥️😍

    ۳ ماه پیش
  • شى شى

    1

    وایی من همچنان از مرگ پردیس پشیمونم نمیدونم چرا😂 تنها چیزى که توى این رمان مهمه بودم پدرام و گندم کنار همه👍🏻😁 عالى بود عشقمم👏🏻👏🏻👏🏻💋💋

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    مرسی شی‌شی قشنگم♥️💋

    ۳ ماه پیش
  • سوگند

    1

    عالی بود بانو جان خدا قوت محشره

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم سوگند عزیزم♥️

    ۳ ماه پیش
  • نورا

    0

    الان که کار پدرام اینه اگه گندم بفهمه فکر کنم قبولش نکنه عالیی بودد😭💕

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم نورا جانم♥️

    ۳ ماه پیش
  • مرضیه

    1

    طفلی پردیس 😭😭 خسته نباشی صباجوونم😘

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم مرضیه‌ی عزیزم♥️

    ۳ ماه پیش
  • زهرا

    1

    موفق باشی مهیارتومیتونی😁😙🤭🤗

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    تو یه مهیار فن واقعی هستی😅

    ۳ ماه پیش
  • زهرا

    1

    احساس میکنم پدرام یامهیارمیمیرند😭وآیا گندم بفهمه پدرام قاچاق می کرده قبولش میکنه💔باتشکر🙏

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    خواهیم دید😊

    ۳ ماه پیش
  • Zak

    1

    سلام و درود خیلی عالیه عزیزم فقط اینکه با عرض معذرت خیلی پارت چهارم کوتاهند حداقل ده دوازده دقیقش کن خواهر

    ۳ ماه پیش
  • Zak

    1

    پارت ها منظوره.امان از کیبورد

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    سلام عزیزم، فقط بعضی روزها ممکنه پیش بیاد اونم چون باید جای مشخص تموم شه ولی چشم سعیم رو میکنم♥️

    ۳ ماه پیش
  • Zahra

    4

    هر لحظه یا بهتره بگم هر روز داره هیجان انگیز تر میشه ؛ باید منتظر بمونیم که مهیار می تونه موفق شه یا نه ولی بنظرم اگه معلوم شه ممکن خیلی چیز های دیگه هم روشن و مشخص بشن

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم زهرای عزیزم♥️

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️