جادوگر به قلم دینا قاسمی
پارت پنجاه و نهم :
بخش دوم: "شهر ساختگی"
ترنم
سی شهریورماه، ساعت هشت شب.
خبرنگار ها داد و هوار میکردن و عکاس ها با صدای بلند ازم می خواستن که به دوربینشون نگاه کنم، همایون به همراه تهامی دو طرفم راه می رفتن تا از هرگونه سوء قصد جلوگیری بشه؛ ولی من که چیزی نمی شنیدم! همه اش محو محو بود، انگار زیر آب باشی و گوش هات صدای های بیرون رو نشنوه.
بدنم سرد بود، لباسی که توی مراسم پوشیده بودم هنوز تنم بو
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نمیدانم اطلاعی ندارم
0عالیی بود👌✨️🎀
۲ ماه پیشنیلوفر آبی
0محشر بود ممنون خسته نباشید
۲ ماه پیشNana
0واقعا دلم تنگ شده بود واسه قلم جادوییتون
۲ ماه پیشملیکا
0وای خدا دیدم پارت گذاری رو شروع کردی خیلی خوشحال شدم
۲ ماه پیشنفس
0سلام عزیزم خوش اومدی
۲ ماه پیش....
1ب بخش دوم خوش اومدیم🌹🌹بریم واسه خوندن بسم الله
۲ ماه پیشفرشته
1رمانی دوست داشتنی و جذاب و هیجانی❤️
۲ ماه پیشفرشته
1فوق العاده جذاب و دلبر😍❤️ بهترین رمانه😍❤️
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

...
0خسته نباشید