پارت صد و سی و یک :
فرامرز_ هدف ناچیزی هستی اما خب دست از پا خطا کنی بلایی سرت میارم که نتونی جایی سر بلند کنی مرتیکه.
هوا سنگین شده بود.
ویولا نفسش بریده بود و حسابی خس خس می کرد.
مرد، وسط حیاط با اسلحه ای که حالا دیگه وزنش سنگین تر از خودش شده بود به همه نگاه کرد و فهمید این بار دیگه قرار نیست فرار کنه یا روی اعمالش چشم بپوشونیم.
این بار تصمیم گرفته شده و هیچ راه بازگشتی برای کسی وجود نداره.
مطالعهی این پارت حدودا ۲۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۱ هفته پیشسارا
0نمیخوام پارتام تموم بشه نهه😭😭خیلی دوست دارم این رمانو
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۳ هفته پیشCati
0یکی از دلایل جذاب شدن این رمان اینه ک فقط یه فرد داستان تعریف نمیکنه و شخصیت های دیگه با دیدگاه های دیگه تعریف میکنن و باید بگم دمت گرم واقعا خیلی خوبه
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋خوشحالم که راضی هستی و دنبال کننده رمانمی گلم
۴ هفته پیشبیتا
0دقیقا همینطوره چشمم به کامنتت افتاد گفتم تایید کنم منم خیلی از این سبک نوشتن خوشم میاد به خصوص وقتی میبینم همه یه جور امضای شخصیتی دارن و هر کی چارچوب خودشو داره خیلی بیشتر مشتاق میشم
۴ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋بله توی این رمان با وجود اینکه تعداد شخصیت ها زیاده اما باز هم خیلی چیزا رعایت شده تا شبیه هم نباشن و حتی متفاوت باشن
۴ هفته پیشدنیا
1با توجه به حرفی که مرد مخفی به صابر زد و گفت دختره رو برا خودت بگیر و اینا الان صابر اول کتمان می کنه که به دختره حس داره بعدش کم کم از دختره خوشش میاد کاش حداقل ببرتش ویلا پیش دلوین 🥲
۲ ماه پیشفائزه
0نه نمیبره پیش دلوین ببین با دقت نمی خونی هاهاهاها صابرجونم گفت که نباید مرد مخفی متوجه بشه که این کار رو کرده یعنی به دور از جشم مرد مخفی تصمیم گرفته اون دختره رو از باباش جدا کنه و قطعا الان دختره رو میبره یه جا دیگه که مرد مخفی هم نفهمه پس پیش دلوین و داخل عمارت نمیبرتش
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0صابر جونت نگفت کجا میبرتش؟ دختره رو یه کاریش نکنه😅🤔
۲ ماه پیشفائزه
1نخیر غلط کرده کاریش کنه مگه من میذارم؟ خودم چشمشو در میارم به دختره دست بزنه وا😐😬
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره نذار عزیزم گناه داره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂💔
۲ ماه پیشدنیا
0خب صابر جونت اینم می دونه که هرکاری کنه و هرجایی ببره مرد مخفی می فهمه و از اونجایی که 🤏🏻 با مرد مخفی احساس صمیمیت می کنه شاید بره بهش بگه چون اگه خودش بفهمه صابرم از دست میدیم 😂🥲
۲ ماه پیشفائزه
0اولا زبونت رو گاز بگیر عزیزم خدا نکنه صابر رو از دست بدیم🫥😶🫨🫨🫨 این طوری من بیوه میشم🙄😬 دوما صابر خودش کنترل همه چی دستشه من بهش اعتماد دارم
۲ ماه پیشدنیا
0نه نه ایشالا دشمنش بمیره خواهر .(خواهر بیوه داشتن خیلی عصاب خرابی داره پس نمیصرفد) 😂
۲ ماه پیشفائزه
0آفرین باید همه تون برای سلامتی شوهر من دعا کنید😁👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشمرد مخفی
0بیوه بشی بهتره وگرنه الان یه هوو رو زندگیته😔اینکارو بسپار به من برات درستش میکنم🗿
۲ ماه پیشفائزه
0مخفی جان تو هیچ کاری نکن عزیزم کارهای تو به خون ریزی کشیده میشه :/
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
موافقم 🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشفائزه
0حالا اصلا به این اشاره نمی کنم که عین سگ نگرانم که نکنه عاشق اون دختر بچه بشه و منو رها کنه😂😬😬😬
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0میبینی دنیا؟ هر پارت که صابر توش باشه فائزه ریز به ریز خونده😂💔
۲ ماه پیشدنیا
0اصن این به کنار . میبینی چه انتظارایی از من داره سارا ؟!😂 داداش من حتی به دو قطبی بودن اردوان و دلوینم فکر کردم بعد تو حرف از دقت میزنی 😂(چون وقتایی به نتیجه نمی رسم ترجیح میدم چرت ترین بهونه هارو پیدا کنم . از جمله دو قطبی بودن اردوان) بعد تو انتظار دقت داری از من😂
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0از دست تو 😂😂😂😂😂دو قطبی چرا بدبخت به این نرمالی به نظرم مرد مخفی دو قطبیه که یه بار ارومه یه بار خشن ولی خدایی خیلی صبوره دقیقا عین اردوان🫠😂
۲ ماه پیشحنانه
0وای سارا بحث صبوری مرد مخفی شد دیدی وقتی دلوین اون لیوان آبو توی صورتش پاشید چه قدر خونسرد رفتار کرد و عصبانیتش رو خورد؟ وای خیلی باخال بود😉😁
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0من سر اون سکانس گفتم الان مرد مخفی میره دست های دلوین رو میشکنه و چنان نعره میکشه که گوشاش کر بشه بیچاره😂💀💀
۲ ماه پیشمرد مخفی
0اتفاقا اینارو تو ذهنم داشتم انجام میدادم باهاش🤨بعدش بیست تا دمنوش گل گاو زبان از دست دلوین نوشیدم🗿
۲ ماه پیشحنانه
0پس به خاطر همینه انقدر ارامش داری و خونسردی
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂
۲ ماه پیشفائزه
0من وقتی داشتم اون قسمت رو می خوندم پیش پیش برای دلوین فاتحه فرستادم😂😂💔
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍
۲ ماه پیشدنیا
0خدایی چه صبری داارهه 😭نه آخه اولاش که دلوین می گفت من تورو اینجوری نشناختم و تو یه جور دیگه بودیو اینا فکر میکردم شاید مرد مخفی اردوانه که یه بار مهربونه یه بار بد اخلاق
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0این یه بار خشن بودن و یه بار مهربون بودنش به خاطر غرورشه دلش نمیاد با دلوین بد باشه اما غرورش اجازه نمیده از طرفی دلوین هم همش گند میزنه اون بدبخت جمع می کنه به خاطر همینه دیوونه شده💀🥲
۲ ماه پیشدنیا
0والا با رفتاری که دلوین داره دیونه شدنش قطعیه 😂💔
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشفائزه
1آره اولش همه فکر میکردیم اردوان مرد مخفیه😅
۲ ماه پیشدنیا
0الان همون به چه نتیجه ای رسیدیم 🥲😂
۲ ماه پیشفائزه
0مرد مخفی رادانه😂
۲ ماه پیشدنیا
0عالی شد 🙂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
مرد مخفی رادانه و رادان خون اشامه
۲ ماه پیشدنیا
0باز خوبه از اردوان گذشتیم 😂😂
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
این نتیجه گیری دست جمعی حضار گرامیه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشحنانه
0وای دنیا چه طور دلت میاد کجای اردوان دو قطبیه😂😩 حالا این به کنار هر چه قدر هم دقت کنیم نمیتونیم چیزی پیدا کنیم دست از پا دراز تر برمیگردیم سر نقطه اول😩
۲ ماه پیشدنیا
0دقیقا 🥲 من یه مشکلی برام پیش اومد یه چند روزی از رمان عقب موندم فکر کردم الان بیام بخونم به یه جایی میرسم دیدم نخیرر همچنان باید فسفر بسوزونیم 😂🤦🏻 ♀️
۲ ماه پیشحنانه
0اثر طولانیه به قول کیانا به خاطر همینه😁
۲ ماه پیشدنیا
0حال میده خدایی قشنگ بند بند وجود ادمو درگیر خودش می کنه
۲ ماه پیشحنانه
0اره من واقعا هر بار پارت هارو میخونم انقدر تو بحرش فرو میرم که کلا درگیر اتفاقات و دیالوگ ها و صحنه ها میشم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله همینطوره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سرنخ های خوبی بهتون دادما
۲ ماه پیشدنیا
0آره اون که صددرصدولی میدونی مشکل من چیه؟من واقعانمی رسم که بشینم رمان بخونم وماشالاقدرت قلمت آنقدرعالیه وآنقدربالاست که وقتی میام یه پارت میخونم تاچنددقیقه کلایه جامیشینم ودرگیررمانم ویهومثلابه خودم میام غذام میسوزه یامیفهمم آبوبازگذاشتم😂به خاطرهمین نمی رسم که بادقت بخونم فقط میخونم که درجریان باشم
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
پس سعی کن اول کارهات رو بکنی بعد بیایی رمان بخونی 😂امیدوارم در این حین فاجعه ای رخ نده 😂
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
در کل بمونی برام عزیزم
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خواستم همینو بگم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشالمیرا
0چرا حس میکنم باید توی خونه و بیشتر میگشتن؟ انگار ی مدرکی چیزی جا مونده. صابر جان با تمام احترامی که برات قائل هستم باید بگم تر زدی. الان دختره رو میخوای چیکار کنی؟ مرد مخفی پوست کلت و میکنه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ویولا نقطه عطفه عزیزم
۲ ماه پیشدنیا
0البته با رفتاری که دلوین داره دیوونه شدنش قطعیه 😂💔
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همین رفتارهاش باعث شده اینطور خاطرخواه داشته باشه 🤭🤭
۲ ماه پیشAlan
0تو دارک نمی نویسی… دارک می سازی واقعا عالیه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۲ ماه پیشدنیا
0خشایار و فرامرز هم به لیست کراش ها پیوستند 🥲😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
واقعا؟ خوبه حداقل ازش خوشتون اومده
۲ ماه پیشH.habibi
0اینم دست کمی از اربابش نداره خطرناکه نباس دست کم بگیریم 😨😶 🌫
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشH.habibi
0صابر میگه برای امنیتشه ولی من دارم بوی مالکیت حس می کنم😏
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشمیران
0به نظر مرد مخفی واقعا دلوین رو از دست داده و زور الکی میزنه 🙁😩
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشثنا
0وای این دختره ویولا تازه عکسشو دادم ای جانم چه نازه🥹🥹خداروشکر داره از شر اون بابای حرومیش خلاص میشه🥹❤️
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😍
۲ ماه پیشسعیده
0من فکر میکردم فرامز خشایار دوتا مرد گنده کم مو هست با شکمی گنده ،،فک نمی کردم انقد عکساشون جوون خوشتیپ باشه ،،🤔
۲ ماه پیشهلیا
0وایی🤣🤣چرا همچیت چیزی تجسم کردی🤣🤣
۲ ماه پیشسعیده
0چون محافظ ها همیشه اینجوری بودن😊
۲ ماه پیشهلیا
0عاشقتم یعنی 😂🫂
۲ ماه پیشسعیده
0😘🌹عزیزم از آشنایی با شما خوشبختم😊
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0اینا مافیان بعدشم مگه مرد مخفی چند سالشه که افراد نزدیکش اینطوری باشن😅🤣🤣
۲ ماه پیشسعیده
0ربطی به سن مرد مخفی نداره،،محافظ می تونه بزرگتر از رئیس باشه ،،چون با زورسرکار دارن اینجوری تجسم کردم،،زیادی مرد خوش تیپ تو رمان هست بابا یکم هم شکم گنده کم مو بزارین این چه وضعشه آخه 😄☺️ همین مونده برم هی عکس اونارم نگاه کنم😂
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0حق داری خدایی😂👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دفعه بعد این کارو میکنم😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشحنانه
0عیی🤣🤣 چراا اینطوری اخه 😂
۲ ماه پیشسعیده
0تازه اول سیبیل کلفت مو فرفری اومد تو ذهنم بعد سریع دود شد در هوا😁😆
۲ ماه پیشحنانه
0سیبیلو بعد شکم گنده😂😂عین این فیلم های ایرانی
۲ ماه پیشسعیده
0دقیقا همینجوری بود😄
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا 🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب😂چرا خب
۲ ماه پیشماهلین
0حس میکنم ویولا قراره شخص مهمی بشه وای نمیدونم راجب باباش چی بگم که هرچی بگم کم گفتمم ویتسنثنثسن عوضی
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ویولا نقطه عطفه عزیزم
۲ ماه پیشلادن
0عه فکر کردم دیگه پارت ندارم 😂 خوبه پس ادامه میدم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم 🤭
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

🦢AVAZ GHO🦢
0الان کجا می خواد ببرتش