پارت صد و سی و یک :

فرامرز_ هدف ناچیزی هستی اما خب دست از پا خطا کنی بلایی سرت میارم که نتونی جایی سر بلند کنی مرتیکه.
هوا سنگین شده بود.
ویولا نفسش بریده بود و حسابی خس خس می کرد.
مرد، وسط حیاط با اسلحه ‌ای که حالا دیگه وزنش سنگین ‌تر از خودش شده بود به همه نگاه کرد و فهمید این بار دیگه قرار نیست فرار کنه یا روی اعمالش چشم بپوشونیم.
این بار تصمیم گرفته شده و هیچ راه بازگشتی برای کسی وجود نداره.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    الان کجا می خواد ببرتش

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۱ هفته پیش
  • سارا

    0

    نمیخوام پارتام تموم بشه نهه😭😭خیلی دوست دارم این رمانو

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۳ هفته پیش
  • Cati

    0

    یکی از دلایل جذاب شدن این رمان اینه ک فقط یه فرد داستان تعریف نمیکنه و شخصیت های دیگه با دیدگاه های دیگه تعریف میکنن و باید بگم دمت گرم واقعا خیلی خوبه

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋خوشحالم که راضی هستی و دنبال کننده رمانمی گلم

    ۴ هفته پیش
  • بیتا

    0

    دقیقا همینطوره چشمم به کامنتت افتاد گفتم تایید کنم منم خیلی از این سبک نوشتن خوشم میاد به خصوص وقتی میبینم همه یه جور امضای شخصیتی دارن و هر کی چارچوب خودشو داره خیلی بیشتر مشتاق میشم

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋بله توی این رمان با وجود اینکه تعداد شخصیت ها زیاده اما باز هم خیلی چیزا رعایت شده تا شبیه هم نباشن و حتی متفاوت باشن

    ۴ هفته پیش
  • دنیا

    1

    با توجه به حرفی که مرد مخفی به صابر زد و گفت دختره رو برا خودت بگیر و اینا الان صابر اول کتمان می کنه که به دختره حس داره بعدش کم کم از دختره خوشش میاد کاش حداقل ببرتش ویلا پیش دلوین 🥲

    ۲ ماه پیش
  • فائزه

    0

    نه نمیبره پیش دلوین ببین با دقت نمی خونی هاهاهاها صابرجونم گفت که نباید مرد مخفی متوجه بشه که این کار رو کرده یعنی به دور از جشم مرد مخفی تصمیم گرفته اون دختره رو از باباش جدا کنه و قطعا الان دختره رو میبره یه جا دیگه که مرد مخفی هم نفهمه پس پیش دلوین و داخل عمارت نمیبرتش

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    صابر جونت نگفت کجا میبرتش؟ دختره رو یه کاریش نکنه😅🤔

    ۲ ماه پیش
  • فائزه

    1

    نخیر غلط کرده کاریش کنه مگه من میذارم؟ خودم چشمشو در میارم به دختره دست بزنه وا😐😬

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره نذار عزیزم گناه داره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂💔

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    خب صابر جونت اینم می دونه که هرکاری کنه و هرجایی ببره مرد مخفی می فهمه و از اونجایی که 🤏🏻 با مرد مخفی احساس صمیمیت می کنه شاید بره بهش بگه چون اگه خودش بفهمه صابرم از دست میدیم 😂🥲

    ۲ ماه پیش
  • فائزه

    0

    اولا زبونت رو گاز بگیر عزیزم خدا نکنه صابر رو از دست بدیم🫥😶🫨🫨🫨 این طوری من بیوه میشم🙄😬 دوما صابر خودش کنترل همه چی دستشه من بهش اعتماد دارم

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    نه نه ایشالا دشمنش بمیره خواهر .(خواهر بیوه داشتن خیلی عصاب خرابی داره پس نمیصرفد) 😂

    ۲ ماه پیش
  • فائزه

    0

    آفرین باید همه تون برای سلامتی شوهر من دعا کنید😁👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    بیوه بشی بهتره وگرنه الان یه هوو رو زندگیته😔اینکارو بسپار به من برات درستش میکنم🗿

    ۲ ماه پیش
  • فائزه

    0

    مخفی جان تو هیچ کاری نکن عزیزم کارهای تو به خون ریزی کشیده میشه :/

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    موافقم 🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • فائزه

    0

    حالا اصلا به این اشاره نمی کنم که عین سگ نگرانم که نکنه عاشق اون دختر بچه بشه و منو رها کنه😂😬😬😬

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    میبینی دنیا؟ هر پارت که صابر توش باشه فائزه ریز به ریز خونده😂💔

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    اصن این به کنار . میبینی چه انتظارایی از من داره سارا ؟!😂 داداش من حتی به دو قطبی بودن اردوان و دلوینم فکر کردم بعد تو حرف از دقت میزنی 😂(چون وقتایی به نتیجه نمی رسم ترجیح میدم چرت ترین بهونه هارو پیدا کنم . از جمله دو قطبی بودن اردوان) بعد تو انتظار دقت داری از من😂

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    از دست تو 😂😂😂😂😂دو قطبی چرا بدبخت به این نرمالی به نظرم مرد مخفی دو قطبیه که یه بار ارومه یه بار خشن ولی خدایی خیلی صبوره دقیقا عین اردوان🫠😂

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    وای سارا بحث صبوری مرد مخفی شد دیدی وقتی دلوین اون لیوان آبو توی صورتش پاشید چه قدر خونسرد رفتار کرد و عصبانیتش رو خورد؟ وای خیلی باخال بود😉😁

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    من سر اون سکانس گفتم الان مرد مخفی میره دست های دلوین رو میشکنه و چنان نعره میکشه که گوشاش کر بشه بیچاره😂💀💀

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    اتفاقا اینارو تو ذهنم داشتم انجام میدادم باهاش🤨بعدش بیست تا دمنوش گل گاو زبان از دست دلوین نوشیدم🗿

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    پس به خاطر همینه انقدر ارامش داری و خونسردی

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂

    ۲ ماه پیش
  • فائزه

    0

    من وقتی داشتم اون قسمت رو می خوندم پیش پیش برای دلوین فاتحه فرستادم😂😂💔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂😍

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    خدایی چه صبری داارهه 😭نه آخه اولاش که دلوین می گفت من تورو اینجوری نشناختم و تو یه جور دیگه بودیو اینا فکر میکردم شاید مرد مخفی اردوانه که یه بار مهربونه یه بار بد اخلاق

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    این یه بار خشن بودن و یه بار مهربون بودنش به خاطر غرورشه دلش نمیاد با دلوین بد باشه اما غرورش اجازه نمیده از طرفی دلوین هم همش گند میزنه اون بدبخت جمع می کنه به خاطر همینه دیوونه شده💀🥲

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    والا با رفتاری که دلوین داره دیونه شدنش قطعیه 😂💔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • فائزه

    1

    آره اولش همه فکر میکردیم اردوان مرد مخفیه😅

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    الان همون به چه نتیجه ای رسیدیم 🥲😂

    ۲ ماه پیش
  • فائزه

    0

    مرد مخفی رادانه😂

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    عالی شد 🙂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    مرد مخفی رادانه و رادان خون اشامه

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    باز خوبه از اردوان گذشتیم 😂😂

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    این نتیجه گیری دست جمعی حضار گرامیه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    وای دنیا چه طور دلت میاد کجای اردوان دو قطبیه😂😩 حالا این به کنار هر چه قدر هم دقت کنیم نمیتونیم چیزی پیدا کنیم دست از پا دراز تر برمیگردیم سر نقطه اول😩

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    دقیقا 🥲 من یه مشکلی برام پیش اومد یه چند روزی از رمان عقب موندم فکر کردم الان بیام بخونم به یه جایی میرسم دیدم نخیرر همچنان باید فسفر بسوزونیم 😂🤦🏻 ♀️

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    اثر طولانیه به قول کیانا به خاطر همینه😁

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    حال میده خدایی قشنگ بند بند وجود ادمو درگیر خودش می کنه

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    اره من واقعا هر بار پارت هارو میخونم انقدر تو بحرش فرو میرم که کلا درگیر اتفاقات و دیالوگ ها و صحنه ها میشم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بله همینطوره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    سرنخ های خوبی بهتون دادما

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    آره اون که صددرصدولی میدونی مشکل من چیه؟من واقعانمی رسم که بشینم رمان بخونم وماشالاقدرت قلمت آنقدرعالیه وآنقدربالاست که وقتی میام یه پارت میخونم تاچنددقیقه کلایه جامیشینم ودرگیررمانم ویهومثلابه خودم میام غذام میسوزه یامیفهمم آبوبازگذاشتم😂به خاطرهمین نمی رسم که بادقت بخونم فقط میخونم که درجریان باشم

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    پس سعی کن اول کارهات رو بکنی بعد بیایی رمان بخونی 😂امیدوارم در این حین فاجعه ای رخ نده 😂

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    در کل بمونی برام عزیزم

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خواستم همینو بگم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    چرا حس میکنم باید توی خونه و بیشتر میگشتن؟ انگار ی مدرکی چیزی جا مونده. صابر جان با تمام احترامی که برات قائل هستم باید بگم تر زدی. الان دختره رو میخوای چیکار کنی؟ مرد مخفی پوست کلت و میکنه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ویولا نقطه عطفه عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    البته با رفتاری که دلوین داره دیوونه شدنش قطعیه 😂💔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همین رفتارهاش باعث شده اینطور خاطرخواه داشته باشه 🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • Alan

    0

    تو دارک نمی نویسی… دارک می سازی واقعا عالیه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    خشایار و فرامرز هم به لیست کراش ها پیوستند 🥲😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    واقعا؟ خوبه حداقل ازش خوشتون اومده

    ۲ ماه پیش
  • H.habibi

    0

    اینم دست کمی از اربابش نداره خطرناکه نباس دست کم بگیریم 😨😶 🌫

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • H.habibi

    0

    صابر میگه برای امنیتشه ولی من دارم بوی مالکیت حس می کنم😏

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • میران

    0

    به نظر مرد مخفی واقعا دلوین رو از دست داده و زور الکی میزنه 🙁😩

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • ثنا

    0

    وای این دختره ویولا تازه عکسشو دادم ای جانم چه نازه🥹🥹خداروشکر داره از شر اون بابای حرومیش خلاص میشه🥹❤️

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😍

    ۲ ماه پیش
  • سعیده

    0

    من فکر میکردم فرامز خشایار دوتا مرد گنده کم مو هست با شکمی گنده ،،فک نمی کردم انقد عکساشون جوون خوشتیپ باشه ،،🤔

    ۲ ماه پیش
  • هلیا

    0

    وایی🤣🤣چرا همچیت چیزی تجسم کردی🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • سعیده

    0

    چون محافظ ها همیشه اینجوری بودن😊

    ۲ ماه پیش
  • هلیا

    0

    عاشقتم یعنی 😂🫂

    ۲ ماه پیش
  • سعیده

    0

    😘🌹عزیزم از آشنایی با شما خوشبختم😊

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    اینا مافیان بعدشم مگه مرد مخفی چند سالشه که افراد نزدیکش اینطوری باشن😅🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • سعیده

    0

    ربطی به سن مرد مخفی نداره،،محافظ می تونه بزرگتر از رئیس باشه ،،چون با زورسرکار دارن اینجوری تجسم کردم،،زیادی مرد خوش تیپ تو رمان هست بابا یکم هم شکم گنده کم مو بزارین این چه وضعشه آخه 😄☺️ همین مونده برم هی عکس اونارم نگاه کنم😂

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    حق داری خدایی😂👌

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دفعه بعد این کارو میکنم😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    عیی🤣🤣 چراا اینطوری اخه 😂

    ۲ ماه پیش
  • سعیده

    0

    تازه اول سیبیل کلفت مو فرفری اومد تو ذهنم بعد سریع دود شد در هوا😁😆

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    سیبیلو بعد شکم گنده😂😂عین این فیلم های ایرانی

    ۲ ماه پیش
  • سعیده

    0

    دقیقا همینجوری بود😄

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دقیقا 🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب😂چرا خب

    ۲ ماه پیش
  • ماهلین

    0

    حس میکنم ویولا قراره شخص مهمی بشه وای نمیدونم راجب باباش چی بگم که هرچی بگم کم گفتمم ویتسنثنثسن عوضی

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ویولا نقطه عطفه عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • لادن

    0

    عه فکر کردم دیگه پارت ندارم 😂 خوبه پس ادامه میدم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم 🤭

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️