ال پیانو به قلم مهتاب جهان فر
پارت نهم :
نگاهش مات صفحهی گوشی بود. بعد از شام، مثل همیشه راهی اتاقش شد تا باز هم از فضای یخ زدهی خانه فاصله بگیرد. نمیخواست حس و حال خوبی که برای خودش ساخته بود را به راحتی از دست بدهد. تنها حضور عطا بود که به این خانه رنگ و بوی زندگی میداد. او هم خسته ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

شادان
0خیلی خوشم اومده از الی و رازهای فراموش شده اش..۱ 🤩🤩