پارت هفتم :

در اتاق باز شد و ورود استاد که مرد میان‌سالی بود، فرصت بیشتر فکر کردن را از او گرفت. مرد روی یکی از صندلی‌ها نشست و بعد از معرفی خودش، خیلی سریع کارش را شروع کرد. نت‌خوانی برایش لذت بخش بود. احساس می‌کرد چیزی در عمق وجودش به غلیان در آمده. وقتی برای ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!