پارت چهارم :

نزدیک آمدن پدرش که شد، دل از خلوت اتاقش کند. هوا تاریک شده و این تاریکی به قلب خانه‌ی آن‌ها هم زده بود. فضای خانه همیشه سرد و تاریک بود. بی‌حوصله تمام چراغ‌ها را روشن کرد و بی‌توجه به اعتراض مادرش، راهی آشپزخانه شد. چای دم کرد و باز بی‌هدف داخل خانه ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!