پارت صد و سی :

سکوتِ سنگینِ اتاق، حالا دیگر از سکوت فراتر رفته بود؛ نوعی از خلاءِ نفس‌گیر بود که گویی اکسیژن را از ریه‌هایم می‌مکید. تنها صدایی که به گوش می‌رسید، صدایِ سوختنِ آرامِ تنباکویِ سیگارِ خسرو بود؛ صدایی که در گوشم مثلِ شمارشِ معکوسِ یک بمبِ ساعتی طنین می‌انداخت.

خسرو، بدونِ آنکه حتی پلک بزند، سیگار را از میانِ انگشتانِ قدرتمندش پایین آورد. او از پشتِ میزِ بزرگش بلند شد. با هر حرک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!