پارت نود و سوم :

با چهره‌ای ماتم‌زده به قاب عکسش نگاه می‌کردم که ربانی مشکی گوشه‌ای از آن بود! سینا خودش را کشته بود...
برادر کوچولوی من که همیشه من را آبجی صدا می‌زد...
که یک زمانی من و اسما به خاطر درست کردن شیر خشکش با هم دعوا می‌کردیم!
باورم نمی‌شد که سینا دیگر توی این دنیا نیست و صبح او را به خاک سپردیم..
از چهره‌ی سرخ و چشم‌های ورم کرده‌ام معلوم بود چه حال و روزی دارم.
همگی سیاه‌پو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت اشکان در رمان مافیایی نپنتی اشکان
شخصیت اسما در رمان مافیایی نپنتی اسما
شخصیت دلوین در رمان مافیایی نپنتی دلوین
شخصیت رعنا در رمان مافیایی نپنتی رعنا
شخصیت سینا در رمان مافیایی نپنتی سینا
تصویر شخصیت های اصلی رمان نپنتی سورن و دنیز
تصویر شخصیت دنیز در رمان نپنتی دنیز
تصویر شخصیت سورن در رمان نپنتی سورن
تصویر شخصیت ساغر در رمان نپنتی ساغر
تصویر شخصیت سامیار در رمان نپنتی سامیار
آخرین نظرات ارسال شده
  • Asal

    0

    کاش کیوانم به چوخ صگ میرفت متنفرم ازش مرتیکه حیوون

    ۵ روز پیش
  • ....

    2

    بی صبرانه منتظرم تو سیاه زخم ببینم اولین قتل هامون تو چه سنی بوده و با چه انگیزه ای.. یه حسی بهم می گه صدی بر نود قراره تو سیاه زخم این موضوع بهش اشاره بشه..

    ۲ ماه پیش
  • جانان

    4

    کیوان زنده موند😐 و فقط سینا جا رو تنگ کرده بود 😭. حرفی برای گفتن ندارم. فقط طفلی سینا. چه خودکشی دردناکی داشته

    ۳ ماه پیش
  • ...

    5

    دقیقا این برای منم سواله که وقتی کیوان سینارو لو نداده بود و سازمانم بین افراد پلیس نفوذی داره پس سینا برای چی حتما باید حذف میشد؟

    ۳ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    کیوان گفته بود من نگفتم ولی اگه به جای من یکی دیگه هکر این پرونده بشه خب به اطلاعات سینا دست پیدا می‌کنه. و نکته‌ حذف سینا اینجاست که: سازمان نمی‌تونه ذهن افرادی که بهش وصل نیستن رو پاک کنه واسه همین ترجیح میده شخص لو رفته رو پاک کنه که دست پلیس هایی که بهش وصل نیستن رو از پیگیری قطع کنه

    ۳ ماه پیش
  • مهناز

    0

    به به کیوان خان شده آدم سورن🤣

    ۳ ماه پیش
  • •مریم•

    4

    من برام سواله که یعنی پدربزرگ سورن، سه تا پسرشو میزاشته جلوش میگفته خب پسرا امروز میریم با اره موی و سمباده اسب درست کنیم،بعد منوچهر توی گوش هامون میگفته مادرسگ می بینیم مال کی بهترمیشه؟!😂 😂🤦🏻 ♀️

    ۳ ماه پیش
  • •مریم•

    3

    من همش فکر میکردم رمان سیازخم نسبتا قسمت های زیادیش از نوجوانی های هامون هم هست، و بعد میتونم دوباره منوچهر رو بینم خصوصا بچگی هاشو ولی بعد فهمیدم زهی خیال باطل از این خبرا نیست😂🤣

    ۳ ماه پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    به این یکی هم زهی خیال باطل...🤣 چون قراره واقعا از بچگی ها و نوجوانی‌های هامون هم یه چیزایی با فلش بک ببینیم. چون خیلی خیلی تاثیر گذار بوده روی شخصیت الانش

    ۳ ماه پیش
  • •مریم•

    2

    ای جان اینکه خیلی خوبه من دوباره امید پیدا کردم 😂🤣، واقعا واقعا کنجکاو هستم درمورد پدربزرگ و حال و هوای اون زمان شون

    ۳ ماه پیش
  • بنفش علی

    1

    من واقعا تحمل دوباره منوچهر گور به گور شده رو ندارم 😭😂

    ۳ ماه پیش
  • بنفش علی

    1

    ولی اون خانواده دیگه هیچوقت اون خانواده قبل نمیشن:))انگار منم بینشون بودم مثل یه خاطره از جلو چشمام رد شد تمام لحظه هایی که سینا توی این رمان بود،دلوین میزاشت رو شونه هاش میچرخوند ابجی ابجی گفتناش آخ که چقدر مظلوم مرد

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    0

    من شاخ در آوردم خیلی شوکه شدم سورن همایونفر برچسب زد رو دفتر دختری که از پدر و عموش متنفره عشق چیکارا نمیکنه با ادم😂😂

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    0

    الان دیگه دلوین براش سوال بزرگ شده و فهمیده که سورن شوهر مامانشه دلم ی صحنه از دلوین و سورن میخواد درسته از اون پدر و دخترا نیستن ولی ی کوشولو🤏🏻

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    0

    واای بدم میاد از این مازوخیسمی کیوان کاش اصلا نیک آذر پسر نداشت خیلی دردسر میشه برا سورن آینده

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    0

    هامون چرا گذاشتی کیوان بیاد وسط خودت میدونی دنیز کم بدبختی نداره اینو دیگه نمیتونه تحمل کنه

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    1

    "برادر کوچولوی من که همیشه من را آبجی صدا می کرد"عر دلم برا این آبجی گفتناش تنگ شد کسی نیس به دنیز بگه آبجی

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    2

    یا اون موقعی که از دنیز با مظلومیت می پرسید آبجی از زندگی با رئیس راضی هستی؟اذیتت نمیکنه؟کلا صحنه هایی که سینا بود دلم تنگ شده برا اونا

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    0

    خیلی دلم میخواد حس و حال آزاده رو بدونم تو این پارت چون خیلی غم انگیز بود من شخصیت خودمو بکشم یا راضی نمیشم و ویرایش میزنم یا افسردگی میگیرم💔😭

    ۳ ماه پیش
  • Fatemeh

    3

    سورن جان خیلی وقت پیش ها منتظر کاشت و داشت و برداشت بودیم چیشد پس؟ چرا مینی همایونفر ساخته نشد

    ۳ ماه پیش
  • ترنم

    1

    منم دلم میخواد ولی دنیز دچار فروپاشی روانی شده بیچاره چطور میتونه مدیریت کنه دلم براش میسوزه😭😭

    ۳ ماه پیش
  • نازنین

    1

    ای نه بچه سیناگنا داشت واقعا فکن اگ دنیز بفهمه مرگش واسه چی بوده چقدر از سورن ناراحت میشه

    ۳ ماه پیش
  • محرابی

    1

    منونم زیبا بود. خدا قوت. بیچاره سینا گناه داشت

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️