پارت بیست و پنجم :
سوار بر ماشین آقای لواسانی به طرف روستای جنزده میرفتیم.
برای رفتن به دوست عزیزم جان زنگ زدم،هر چی نباشه سر پیدا کردن ماهان بهم مدیون بود.وقتی ازش خواستم فوری قبول کرد.خودشو رسوند و راه افتادیم.
داشتیم به روستا نزدیک میشدیم که بارون گرفت.
جان زیر لب گفت: «لعنتی،تازه ماشینو بردم کارواش!»
گفتم: «ببخشید که زحمتت دادم.»
جان: «نه بابا این چه حرفیه؟ وقتی توی دردسر افتاده
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

sober | نویسنده رمان
آره،اون مثه بهراد ریقو نیست
۶ روز پیشگوزِ قدمت دار
1جنا دچار شک فرهنگی شدن 😂🤭
۴ هفته پیشماهو
2ذهن فقیرم داشت فکر میکرد چرا به جای ترمز پاشو رو کلاچ نمیذاره که بعدش متوجه شدم ماشین آقای لواسانی اتوماته🙂
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
😂😂😭😭
۴ هفته پیشHarry The Wise
1نه ولی خیلی خنده دار بود کا یهو یه گله جن ریخت تو و شرع کردن به رقصیدن🤣 و قربون نیو برم که انقدر عالی و مودبانه دست رد به *** داداش جنه مون زد💕 پسرم اون خانواده ارزش تو رو ندارن بیا بچه خودم شو 🤧🌱
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
😄❤️
۴ هفته پیشHarry The wise
1یعنیا عاشق نیو هستم🤣 اوج نگرانی و ترسهاش: اگه جان چیزیش بشه راننده ندارم برگرده. چرا اجنه بدون لباس غیب میشن و *** میگردن؟🤣 این آخری باعث شد از خنده خفه بشم. و این حقیقت که بچه ام پوتین ایتالیایی میپوشه؟ بنده با خوشحالی ترجیح میدادم ازش لگد بخورم😔👈👉
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
نیو هم مثه سورن برندپوشه 😁
۴ هفته پیشدرنا
2چقدر دلم برای تعاریف عجیب و ترسناکت از جن ها تنگ شده بود... با اینکه الان مثلا بزرگم و شجاع، اما هنوزم ترسیدم🥲 ولی نیو و عشق است و بس... اشرف مخلوقات... به خصوص وقتی سر همه کلاه می ذاره🥹 عالی بود، خسته نباشی
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
قربونت،ممنون که خوندی❤️
۴ هفته پیشMasi
5نیو هم بالاخره رانندگی یادگرفت ولی من نه🥲
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
اینم در حد یکبار بود😅
۴ هفته پیشsober luv u(خیلی)
1دقیقا امروز عروس هلندی جدیدم متولد شد اسمش رو گذاشتم نیوی 🧁
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
قلبم ಥ‿ಥ❤️
۴ هفته پیشنقره پسند
0حیف این قسکت نقره نداشت😔 ولی لحظات جذابی داشت😍🥳
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
دیگه نقرهای نخواهی دید😔
۴ هفته پیششیرینی جن شوسپک
0نیوآرا خیلی گناه داری گیر این نیو شیطان افتادی🤣🤣
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
میبینی طفل معصوم رو؟ 😔
۴ هفته پیششیرینی جن شوسپک
0جان همیشه طعمه میشه بگردممم🤣 نیوی پوتین ایتالیاییت تو حلقم دادااااشش😍 اونم مثل باباش میخواد بچه کتک بزنه🥺🤣
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
اخلاقیات اون بزرگوار روی نیو هم اثر گذاشته.
۴ هفته پیشزن حاجی
1دلم برای ترسیدن با رمانات تنگ شده بود نشاط😂😭
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
😄❤️
۴ هفته پیشماشین فقط سمند سورن
1واقعا آفرین به بچم که اینقدر شجاعه؛)حالا اگه یه بنده خدایی بودا الان به شلوار خودش تگرگ میزد😌🎀
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
ریقوی معروف.
۴ هفته پیشماشین فقط سمند سورن
0خیلی دوست دارم بدونم این آرمان ورپریده کیه که میخواد نیو رو توی دردسر بندازه🔪ولی عجب روستایی بود گرخیدممم🥲واااییییی نیو به لطف جنا بالاخره رانندگی یاد گرفت😔😂
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
اونم یه خدازدهست.
۴ هفته پیشجن لخت
0از اینکه نیو انقدر شجاعه خوشم میاد
۴ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

کبری
1نیو نترسه خوشم اومد با هر اتفاقی خونسردیشو حفظ میکنه