پارت سی و پنجم :

انگشت شستش را جلو می کشد و نوازش وار روی لبانش می کشد.

از حسی که در وجودش می جوشید تمام تنش داغ می کند:

_به محمدعلی جواب منفی بده، بذار حداقل حرمت کمی از گذشته مون باقی بمونه!

نفس های داغش را تیدا می توانست روی پوست دون دون شده ی صورتش هم حس کند!

دلتنگ بود، عاشق بود، اما احمق نبود!

_کاش حرمتی باقی گذاشته بودی!

دست روی سینه ی ستبرش می گذارد تا او را به Ø

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ابذا

    1

    بنظر من این که جواب مثبت بده اشتباه است از روی خشم زندگی خود محمد علی هم خراب میشه باید اول محمد علی واقعیت رو بدونه اگر بعدن بفهمه داغون میشه اینا مثل برادران درست نیست

    ۲ ماه پیش
  • Nana

    0

    چقد این سلیم پررو هست به نظرم کلمه پررو رو از رو این مردک حاجی نما ساختن

    ۳ ماه پیش
  • نیلین

    0

    امیدوارم که تیدا به محمد علی جواب مثبت بده اینجوری که بوش میاد میخواد ردش کنه بره محمد علی رو

    ۳ ماه پیش
  • masi

    2

    اسکار پرو رو ترین و خودخواه ترین مرد سال قطعا برای سلیم هست 😵 💫🤣

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️