پیمان به قلم زهرا باقری
پارت سی و هشتم :
- شما چرا چسبیدین به در؟ میخواین ضربه مغزی شین؟
من و ماهان بدون جواب دادن به سامان اول صاف ایستادیم و بعد بلافاصله چرخیدیم تا به باغ نگاه کنیم.
ظاهراً که خبری نبود و صدای دویدن ها هم قطع شده بود.
- به چی نگاه میکنین؟!
سامان که از حیاط اومد بیرون و کنارمون ایستاد بدون معطلی بهش گفتم:
- چند نفر تو باغ بودن!
- این موقع شب؟ کی بودن؟
- نمیدونم، خودشونو نشون ندادن.
- البته
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

سحر
1یه مینی بوس بچه های پایین و بریزین اونجا 🤣🤣