پارت پنجاه و پنجم :

و بعد هم به دنبال شیرآب می گردد تا دهانش را آب بکشد.
من که یک لنگ در هوا ایستاده ام و می خواهم لی لی کنان به سمت لنگه کفش پرتاب شده ام بروم که پایم درد می گیرد.
صورتم که درهم می رود عطا متوجه می شود.
-صبر کن من میارم کفشتو.
خم می شود و کفشم را جلوی پایم می گذارد.
-ممنون، بعضی وقت ها یادم میره دیگه بیست سالم نیست.
عطا حرفی نمی زند و از آن جایی که اعلا دیگر در محوطه ی حیاط بیمار

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ریحانه

    0

    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    ۲ ماه پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    ریحانه قشنگم😍

    ۲ ماه پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    ریحانه قشنگم😍

    ۲ ماه پیش
  • آرزو

    0

    ای کاش یه کم لحظات عاشقانه هم داشته باشه پارت هاعزیزم. اصلا انگار نه انگار که صنم عطا رو دوست داشته !

    ۲ ماه پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    ۱۰سال دوست داشتنشو بانفرت جایگزین کرده از برادرشوخانوادش عذتب کشیده نمیشه یک شبه شروع به دوست داشتن دوباره ی عطا کنه

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    عطا زیادی خوبه🌹زودتر تکلیفش مشخص بشه برن با عطا زندگیشو شروع کنه

    ۲ ماه پیش
کپی شد!