پارت هفتم :


در جواب حرفش؛ پوزخند زدم:

_ به همون چیزی که ما دنبالشیم.میدونه تهش باید واسه فروش اون عتیقه دست به دامن من شه اما داره مثلا اَدا آدمای سفت و محکمو درمیاره. فقط خبر نداره دستش واس ما رو شده.مرتیکه اوسکول!

دوباره ویراژ...اخم کرده به ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!