پارت چهل و یک :

وقتی به سمت باغ و آتلیه حرکت کردیم، فرزاد گفت:
-میشه یه کم این طرف رو نگاه کنی؟
به سمت او برگشتم که مدام در حین رانندگی به من خیره می شد.
-حواست باشه، به کشتن ندیمون. دکتر جان.
-آخه دکتر فدای این عروس خانم بشه، من از جون خودمم بیشتر ازت مراقبت می کنم. خیالت راحت باشه. تو گنج منی ترانه. خیلی خشگل شدی. فکر کن اگه کاری که من گفتم رو انجام می دادی چی می شدی؟
-تو هم خیلی خوشتیپ شدی. ال

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت فرزاد در رمان تقدیر ترانه فرزاد
تصویر شخصیت کیوان در رمان تقدیر ترانه کیوان
تصویر شخصیت مهران در رمان تقدیر ترانه مهران
تصویر شخصیت پارسا در رمان تقدیر ترانه پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان تقدیر ترانه سامان
تصویر شخصیت ترانه در رمان تقدیر ترانه ترانه
تصویر شخصیت میترا در رمان تقدیر ترانه میترا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!