پارت بیست و پنجم :
دخترک که میدانست بر خلاف ظاهر جدی مرد عاقبت باهاش راه می آید .
از حربه همیشگی اش استفاده کرد...چشم های درشتش را گرد کرده و زبان سرخش را به کار انداخت:
-استاد از قدیم گفتن گل بی عیب خداست...هر انسانی یه ایراد و مشکلی داره ..مثلا شما...
با دیدن بالا رفتن ابروی مرد ،به خود آمده حرفش را به سرعت تصحیح کرد که باعث خنده دانشجوها شد...
-اهم نه یعنی خدا نکنه عیب و ایرادی به شما وار
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
ریحانه
0❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

آریا
0مرسی خانوم نویسنده کاش بشه هردفعه دوپارت بزارین ممنون تون میشم❤️❣️