پارت صد و شصت و یک :

- « به زودی با اخباری عجیب... جزئیاتی از حوادث هولدینگ هما و دستهای پشت پرده... به راستی چه کسی سکان‌دار این معاملات سیاه بوده است؟ تا ساعاتی دیگر حقایقی برایتان فاش میشود که حتی تصورش را نمیکنید. منتظر باشید...»
- دیدی همایون دیدی؟... این یارو رو سر لج انداختی.
بهمن با صدایی بلند این را گفت و همایون فریاد زد:
- صداتو بیار پایین ببینم چه غلطی باید بکنم.
- ولش کن بره. همون دیشب باید

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت باران در رمان اگر باران ببارد باران
تصویر شخصیت ایرج در رمان اگر باران ببارد ایرج
تصویر شخصیت پارسا در رمان اگر باران ببارد پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان اگر باران ببارد سامان
آخرین نظرات ارسال شده
  • شادان

    0

    خب همینه که نجلا هم حالش اینه دیگه .. این مادر فرهاد رو خوشم نمیاد ازش اصلا

    ۴ هفته پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    مادر فرهاد زن پول دوست و خودخواهی بود

    ۴ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️