پارت پانزده :

هیچ جوابی از براتی نگرفتم .سکوتش کمی کشدار شد .نگاهش کردم !مثل بهت زده ها روی صورتم مانده بود.پلک هم نمی‌زد .دقایقی کوتاه به همین منوال گذشت تا خودش شد. اما وقتی حرف زد مثل همیشه متین و مواجه نبود. کمی عصبی می زد و صدایش لرزی نامحسوس داشت؛
-این چه پیشنهاد وقیحانه ای ست؟ منظورش از این حرف چیه ؟
به نظرم عصبی شدن براتی بی‌دلیل بود. مگر برادر یا پدرم بود که این رنگی شد؟ بیشتر از آن حوصله و

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    1

    تو این آشفته بازار فقط عاشقی براتیو کم داشتیم،این یه سال اگه تمام تلاشتو می کردی حالا خودتم نا امید نمی شدی 😮😔

    ۳ ماه پیش
  • م

    1

    وای عجب خوابی نوشین براش دید،همش کامل تعبیر شد،فکر کنم اون زندانی که سینا هست خیلی آسانتر از این زندانیه که سبا می خواد بره 😔

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️