پارت صد و نوزده :

( هشدار: این پارت حاوی صحنه های دلخراش و نه چندان انسانی می باشد )
صدای شوخی‌ های بهراد که سر به سر نویان می ذاشت باعث می شد نویان بیشتر سرش رو توی یقه‌ش پنهون کنه.
آخرش دلوین یه پس کله‌ ای جانانه به بهراد زد که باعث شد به معنی واقعی دلم خنک بشه.
جدا از این حرف‌ ها، حس عجیبی مثل خوشحالی درونم نشست.
حسی غریب، بابت چیزی که شنیده بودم.
من که اصلا از این خبر ها خوشحال نمی شدم یا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • علیزاده

    1

    فکر نمیکردم تااین حد دلخراش و دردناک باشه💔

    ۲ ساعت پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    مرد مخفی یا رادانه یا هومان

    ۱ هفته پیش
  • حنانه

    0

    آها اینه بالاخره تو هم مثل ما شدی😂

    ۱ هفته پیش
  • فائزه(زن صابر)

    1

    افرینن داری بهمون میرسی دخترر

    ۱ هفته پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    1

    هر پارت نیم ساعت میخونم دقیق ک شاید چیزی در بیاد 😂

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂درستش هم همینه

    ۱ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۱ هفته پیش
  • المیرا

    0

    یعنی کی رو صندلیه؟ مرد مخفی چرا این پارت جنتلمن شدی؟ دختر یارو رو میخوای پزشک کنی و جونشون و میبخشی

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    برای اون کار هم دلیل داره 😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • مینا

    0

    و اینجاست که کم کم دگرگونی اغاز میگردد بلی بلی

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • ملکه

    0

    اصلا قابل حدس نیست خیلی رمان متفاوت و جذابیه🤩

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ماه پیش
  • تارا

    0

    نمی دونم چرا حس می کنم اصل فاجعه تازه قراره شروع بشه… 😨

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره😉

    ۲ ماه پیش
  • هانیه

    0

    من هنوزم تو شوکم… این مردمخفی با کلمه هاش شکنجه می کنه قلبمون بی تاب شد.

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍😁

    ۲ ماه پیش
  • ژوان

    0

    این پارت اصلاً مناسب شب نبود، چرا من شب خوندمش؟ 😭 قلبم قیلی ویلی رفت کلی

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂🫂

    ۲ ماه پیش
  • مسعودی

    0

    چقدر تضاد داره این مرد… هم می ترسونه هم جذب می کنه هم پس میزنه هم جذب میکنه😂❣️

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍😁

    ۲ ماه پیش
  • شب بو

    0

    اونجای که گفت به زن به چشم ابزار نگاه نمی کنه خیلی خوشم اومد

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍😁

    ۲ ماه پیش
  • شب بو

    0

    عاشق اینم که مرد مخفی بی رحمه ولی بی منطق نیست… قانون هاش کاریزماتیکه۶ه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍😁

    ۲ ماه پیش
  • پگاه

    0

    من اگه جای اون دو تا بودم همون اول سکته می کردم، اصلاً نیاز به شکنجه نبود 😐

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍😁

    ۲ ماه پیش
  • زیور

    0

    اون جمله درباره وارث و زن… عجب خط فکری ای داره داستانت باورم نمیه توی ذهنت چی میگذره کیانا جون😰😱

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • هلی

    0

    نمی دونم چرا وقتی یاد دلوین افتاد و دستش لرزید، دلم براش سوخت… این مرد واقعا عاشقه =)

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • هلی

    0

    مرد مخفی کاریزماتیک ترین کاراکتریه که تو عمرم خوندم، نه داد مینه، نه شلوغ می کنه، ولی له می کنه خیلی خفنه این بشر

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️