پارت صد و نوزده :
( هشدار: این پارت حاوی صحنه های دلخراش و نه چندان انسانی می باشد )
صدای شوخی های بهراد که سر به سر نویان می ذاشت باعث می شد نویان بیشتر سرش رو توی یقهش پنهون کنه.
آخرش دلوین یه پس کله ای جانانه به بهراد زد که باعث شد به معنی واقعی دلم خنک بشه.
جدا از این حرف ها، حس عجیبی مثل خوشحالی درونم نشست.
حسی غریب، بابت چیزی که شنیده بودم.
من که اصلا از این خبر ها خوشحال نمی شدم یا
مطالعهی این پارت کمتر از ۳۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
🦢AVAZ GHO🦢
0مرد مخفی یا رادانه یا هومان
۱ هفته پیشحنانه
0آها اینه بالاخره تو هم مثل ما شدی😂
۱ هفته پیشفائزه(زن صابر)
1افرینن داری بهمون میرسی دخترر
۱ هفته پیش🦢AVAZ GHO🦢
1هر پارت نیم ساعت میخونم دقیق ک شاید چیزی در بیاد 😂
۱ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂درستش هم همینه
۱ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۱ هفته پیشالمیرا
0یعنی کی رو صندلیه؟ مرد مخفی چرا این پارت جنتلمن شدی؟ دختر یارو رو میخوای پزشک کنی و جونشون و میبخشی
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
برای اون کار هم دلیل داره 😉🤍
۲ ماه پیشمینا
0و اینجاست که کم کم دگرگونی اغاز میگردد بلی بلی
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشملکه
0اصلا قابل حدس نیست خیلی رمان متفاوت و جذابیه🤩
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۲ ماه پیشتارا
0نمی دونم چرا حس می کنم اصل فاجعه تازه قراره شروع بشه… 😨
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره😉
۲ ماه پیشهانیه
0من هنوزم تو شوکم… این مردمخفی با کلمه هاش شکنجه می کنه قلبمون بی تاب شد.
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍😁
۲ ماه پیشژوان
0این پارت اصلاً مناسب شب نبود، چرا من شب خوندمش؟ 😭 قلبم قیلی ویلی رفت کلی
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂🫂
۲ ماه پیشمسعودی
0چقدر تضاد داره این مرد… هم می ترسونه هم جذب می کنه هم پس میزنه هم جذب میکنه😂❣️
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍😁
۲ ماه پیششب بو
0اونجای که گفت به زن به چشم ابزار نگاه نمی کنه خیلی خوشم اومد
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍😁
۲ ماه پیششب بو
0عاشق اینم که مرد مخفی بی رحمه ولی بی منطق نیست… قانون هاش کاریزماتیکه۶ه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍😁
۲ ماه پیشپگاه
0من اگه جای اون دو تا بودم همون اول سکته می کردم، اصلاً نیاز به شکنجه نبود 😐
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍😁
۲ ماه پیشزیور
0اون جمله درباره وارث و زن… عجب خط فکری ای داره داستانت باورم نمیه توی ذهنت چی میگذره کیانا جون😰😱
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشهلی
0نمی دونم چرا وقتی یاد دلوین افتاد و دستش لرزید، دلم براش سوخت… این مرد واقعا عاشقه =)
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیشهلی
0مرد مخفی کاریزماتیک ترین کاراکتریه که تو عمرم خوندم، نه داد مینه، نه شلوغ می کنه، ولی له می کنه خیلی خفنه این بشر
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

علیزاده
1فکر نمیکردم تااین حد دلخراش و دردناک باشه💔