مسلک به قلم پریسا حصیری
پارت ششم :
قلبش همانند گنجشکی ترسیده خودش را به در و دیوار می کوبید. با عصبانیت از جایش بر می خیزد و به سمت پنجره رفته با دیدن چند جوان پشت بالکن دستانش را مشت می کند.
با خشم از اتاق بیرون می زند و به سمت بالکن می رود.
حتی اعتراضی هم نسبت به لباس ها ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
