جادوگر به قلم دینا قاسمی
پارت چهل و هشتم :
-ایناهاش، هیربد ثابتی.
روی چهره اش زوم کردم:
-این همونیه که دیشب دیدیم فقط اون خیلی....مرده بود!
کامی سر تکون داد:
-به نظر میومد خیلی وقته اونجاست.
نیکو در جوابش تایید کرد:
-بیست سال پیش، هیربد از مدرسه فارغ التحصیل میشه...یه سرور باد بوده. میدونی، من افراد زیادی با قدرت باد میشناسم و همشون بد نیستن، اصلا هیچ بدی از ازشون ندیدم، خیلیاشون اصلا حتی خودشونو قایمم نمیکنن ولی ا
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
فرشته
0رمانی شاهکار که نظیر نداره😍❤️
۲ ماه پیشفرشته
0بهترین رمانه😍❤️
۲ ماه پیشزاده خورشید
3به حرفم میرسید که مبین میخواد از ترنم استفاده کنه و اونو به ارون و افرادش بده این قضیه دوست دارمم بیخوده
۲ ماه پیشهلن
4دینا جون میشه عکس آرونم بزاری داخل *** 🥰
۲ ماه پیشنیلوفر آبی
1عالی بود ممنون خسته نباشید واقعا زیبا ست
۲ ماه پیشهلن
1مبین واقعا یک کاسه ای زیر نیم کاسشه
۲ ماه پیشسارا
2ترنم جاسوس خوبی میشه 💚
۲ ماه پیشزهرا
3ازکجا میفهمندترنم قدرتمندوناامیده.قلمت زیباوماندگار😔😞👏فرجام نجاتش بده😊
۲ ماه پیشNana
9حس خوبی به مبین ندارم یه جوریه
۲ ماه پیشیاسی
10و اینکه نفر سوم فکر کنم ترنم باشه چون درمورد قدرت هاش خیلییی نا امید هست
۲ ماه پیشیاسی
10دیگه واقعا ضایعه که مبین ترنم رو دوست نداره
۲ ماه پیشغزل
3ترنم قدرتاش هنوز مشخص نیست و ممکنه نفر سوم خود ترنم باشه.
۲ ماه پیشژینا
2حس میکنم نفر بعدی ترنمه گفتن به یه فرد با قدرت زیاد و ناامید نیاز دارن شاید اون فرد ترنم باشه
۲ ماه پیشنفس
1عالی مرسی عزیزم
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

فرشته
0بی صبرانه منتظر ادامه ی این رمان فوق العاده زیبا و دوست داشتنی و جذاب هستم😍❤️ بهترینی بانو جانم❤️