نپنتی به قلم آزاده دریکوندی
پارت هشتاد و ششم :
رسیدگی به بارهای مردم توی گمرک!
این شغل قانونی همایونفرها بود. البته به ظاهر!
پشت پردهاش شهری بود پر از آدمهای سیاهپوش... آماده برای انجام هر کاری که در راستا با منفعت سورن همایونفر باشد!
تا دیروز پدرش... امروز او!
شاید مثل منوچهرخان آدم خونخواری نبود...
ولی ذهن توطئهگری داشت. همین ترسناکش کرده بود.
حذف اعتبار آدمها... توی یک چشم به هم زدن!
این برای سورن کاری ندا
مطالعهی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
Aysan
0سرطان خون؟ احتمالا پیوند معز و استخوان که به دنیز نیازه
۲ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آره پیوند استخوان لازمه💔
۲ ماه پیشبنفش علی
0وای گفت دخترم داره میمیره قلبم رفت فک کردم دنیزو میگه بعد خونسردی سورنو دیدم فهمیدم نه این مرتیکه کثافت عوضی بخاطر اونیکی دخترش اومده یه چیزی میخواد خدا لعنت کنه مگه دنیزم دخترت نبود
۳ ماه پیشParvaneh
0مرتیکه بی مصرف پس بخاطر دختر دیگه اش برگشته عجب😒
۳ ماه پیش....
1ولی سورن خیلی کیوت گفت :ذهنم فقط درگیر اینه که چطور دم بدخواهاشو قیچی کنم؟ خداکنه پوزه شونو به خاک بمالم واسه یه لبخند زنم.. خیلی گوگولی شده بود اون لحظه:)))
۳ ماه پیش....
1خیلی دلم می خواست قضاوت نکنم فحش ندم و... نمی ذارن که... مرتیکه پرویز یعنی اگه دخترت رو به موت نبود نمیومدی پیش دنیز؟ اینم دخترته خب..
۳ ماه پیشترنم
0قربونت آزاده جون..من کاری نکردم که،خوشحالم هر چند کم تونستم کمکت کنم استوریت خیلی خوشگل دراومده خسته نباشی❤️
۳ ماه پیشترنم
0نمیدونم چرا بیشتر از حضور جلالی تو این پارتا خوشحالم نوریه تو تاریکی..خوشبحال زنش😂
۳ ماه پیشترنم
0سورن کاش بیشتر میزدی..خاک تو سرش واقعا،یعنی حتی اگه این مسئله نبود پرویز نمیومد ی سری به دخترش بزنه و بفهمه چجوری تنهایی به اینجا رسیده ؟
۳ ماه پیشترنم
1متاسفانه سورن از هیچ کدوم از آدمای اطرافش شانس نیاورده فقط یکی دنیزه که اونم میخوان هر جوری شده از چنگش دربیارن
۳ ماه پیشترنم
0آره خب ولی فک کنم با این اتفاقات اخیر ی بچه ای از خون تو در راه داریم😂
۳ ماه پیشترنم
0آزاده ما امیدوار باشیم یا نباشیم که سورن آخرش تلافی میکنه این کارای سامیار رو؟با این اوضاع سخته واقعا
۳ ماه پیشترنم
0حالا دنیز کلی مشغله داره اینم اضافه شه کلا نمیتونه هندل کنه،عذاب وجدان میگیره و فلان ای بابا
۳ ماه پیشترنم
0هه..نگو کارش گیره پیش دنیز در اصل نگران حال اون یکی دخترشه واقعا متاسفم براش
۳ ماه پیشترنم
0وااای این سورن خان عجب حرفای قشنگی میزنه این مدت عاشق دنیز شده و ابراز علاقه اش خاصه
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Asal
0میگن سلام گرگ بی طمع نیست حالا این آقای به ظاهر پدره پس بگو برا چی تن لش شو کشیده آورده بر پدرت مرد