پارت چهل و چهارم :

.....................
درحالی ک مبین دستم رو به طرز عجیبی سفت گرفته بود به سمت بچه ها میرفتیم. زمزمه کردم:
-یکم شل کن بابا در که نمیرم.
خندید و هول شده دستمو شل کرد:
-ببخشید حواسم نبود!
ابرو بالا انداختم و درحالی که توی دلم از واکنش بقیه می ترسیدم پشت سرش کشیده شدم.
کامی اولین کسی بود که چشمش به ما افتاد، ابروی راستش به طرز قابل توجهی بالا رفت و نگاه پرسشگری به من انداخت انگار می خوا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت ترنم در رمان جادوگر ترنم
تصویر شخصیت فرجام در رمان جادوگر فرجام
تصویر شخصیت سروین در رمان جادوگر سروین
تصویر شخصیت تیانا در رمان جادوگر تیانا
تصویر شخصیت کامیار در رمان جادوگر کامیار
تصویر شخصیت مبین در رمان جادوگر مبین
تصویر شخصیت ترلان در رمان جادوگر ترلان
تصویر شخصیت آرمه در رمان جادوگر آرمه
تصویر شخصیت متین در رمان جادوگر متین
تصویر شخصیت آرون در رمان جادوگر آرون
تصویر شخصیت آوش در رمان جادوگر آوش
تصویر شخصیت نیکو در رمان جادوگر نیکو
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فرشته

    0

    رمانی دلبر و جذاب😍❤️

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    مبین وترنم اصلا جور نیستن باهم ممنون عالی بود خسته نباشید

    ۲ ماه پیش
  • الی

    1

    موافقم کامی جون مبین اصلا با ترنم خوب نیست فقط فرجام✅😌

    ۲ ماه پیش
  • Nana

    0

    کامی راست میگه خوب دوست دارم ترنم با فرجام اوکی بشه

    ۲ ماه پیش
  • نفس

    0

    پارت زیبا و جذابی بود ممنون عزیزم

    ۲ ماه پیش
کپی شد!