نقش منفی به قلم حدیث افشارمهر
پارت هفتم :
از جا بلند شد، دستش را به سمتم دراز کرد و گفت:
-فکرشم نکنید. راستش من دیگه پروندهی این بیمار رو به عهده نمیگیرم، از توانم خارجه خوشبختانه.
یکی از ابروهایم بالا رفت و در حالی که صندلی را عقب میکشیدم پرسیدم:
-خوشبختانه؟
سرش ر ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

زهرا
1اولالا ببین با چی طرفیم