سایهی مترسک به قلم الهه محمدی
پارت پنجاه و یک :
کشور چشمهایش را ریز در هم کشید و گفت:
-اون زنک از تو دخترو نابالغ زرنگتره. دعا برات گرفته.
-حالا من چکار کنم تا سِحرش باطل شه؟
کشور سر گنجهای رفت. بستهای را درآورد و روی دامن یوبه گذاشت:
-این نوبه حمام که رفتی، توی کاسه ادار کن و بریز سرت. بعد این دعا رو با اسفند دود کن و بگو "هرکی کرد عاطل من کردم باطل"
-اونوقت درست میشه؟
- اون کارایی که زیر گوشت گفتم بکن.
-واسه آبست
لطفا صبر کنید...
