پارت چهل و هفتم :

وضع پدرش معلوم بود. ضمن این‌که ماشین هم نداشت.
پروین که تنها دیدش، با نگرانی پرسید:
-پرنیان کو؟
خودش را برای جواب دادن به آن سوال آماده کرده بود:
-موقع برگشتن یه کمی حالش بد شد، رسوندمش اورژانس. گفت مامانم پیشم باشه راحترم.
با دست راست روی دست چپ خود کوبید و گفت:
-خدا مرگم بده. چش شده بچه‌م؟
کارن جای وارد شدن به جزییات گفت:
-آماده شید بریم پروین خانوم. بهتون احتیاج

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!