پارت صد و چهارده :

بهراد_ در عوض به تو سپردمش که خوب مراقبش باشی و یه چیز هایی از رفتار هاش رو با رفتار های خودت تغییر بدی... مکالمه هامون رو که یادته؟
_ بله صدای خورد شدن استخون های کمرت وقتی فهمیدم من رو توی چه بازی مسخره ‌ای انداختی هم خوب یادمه.
بهراد_ داداش یه تکون عجیب بهم دادی باعث شد مهره کمرم صدا بده... ولی نشکست... انقدر بزرگش نکن.
بعد خندید که باعث شد رومو ازش بگیرم و مشغول کار هام بشم.
پسر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    برام جالبه مامانشونو به اسم صدا میزنن

    ۱ هفته پیش
  • حنانه

    0

    عه یادم نمیاد کی مامانشو با اسم صدا میزنه؟ منظورت بهراده؟

    ۱ هفته پیش
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    فک کنم مرد مخفی بهراده بعضی دیالوگاش عین مرد مخفیه

    ۱ هفته پیش
  • a.s

    0

    اینجا گفت اردوان دوبار داغ دیده، خاتون هم گفت مرد مخفی دوبار خانوادش رو از دست داده. حس میکنم اردوان و مرد مخفی برادرن

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بیایی جلوتر همه چی برات روشن میشه

    ۳ هفته پیش
  • المیرا

    0

    خیلی جالب شد. همه خاندان دادمهر ی دستی تو سرای مافیا ها دارن و اردوان داره ی چیز مهم و از بهراد مخفی میکنه. مرد مخفی تو خونه دلوین داشت قهوه و دارچین میخورد و دلوین گفت دادمهر ها این و میخورن. نمیدونم چرا حسم میگه مهبد مرد مخفیه ولی از طرفی درست به نظر نمیرسه آخه عاشق نویانه.

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍اون سرنخ قهوه و دارچین هم به زودی متوجه میشید که منظور چیه

    ۲ ماه پیش
  • دنیا

    0

    من حس میکنم بابای اردوان سردسته ی بانددارچینه که ازقضاتوآتیش سوزی کارگاه هم نقش داشته.به خاطرهمین اردوان سعی می کنه بهرادخیلی واردجزییات نشه یامثلاوقتی درمورداون شخص حرف میزنه اردوان استرس میگیره چون نمی خوادآسیبی به خانوادش برسونه واینطورکه پیداست کل خانواده دادمهر هاتواین قضیه دست دارن

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    جالب بود باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • jeyran

    0

    واقعا هیچکس تو این داستان بی گناه نیست همشون یا خیانت کردن یا دیدن یا دارن چیزی رو مخفی میکنن🫠و خب بخشی از این خیانت ها میتونه ی سوتفاهم باشه فقط.( این حدس از اینحا میاد که حدس میزنم خیانت نویان اونجوری که دلوین فکر میکنه نیست و خیلی از قضایا که هنوز مشخص نشده)

    ۳ ماه پیش
  • حنانه

    0

    متاسفانه شعار رمان همینه😂هیچ کدوم از شخصیت ها بی گناه نیستن

    ۳ ماه پیش
  • jeyran

    0

    دقیقااا👍🏻😂 و همین پدر هممونو در اورده🤣🤣(خنده عصبی)

    ۳ ماه پیش
  • حنانه

    0

    خنده عصبی رو خوب اومدی👍😂

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره قشنگم

    ۳ ماه پیش
  • فاطی

    0

    قشنگ گفتی😂

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    خط داستان اونقدر حرفه ایه که همه گناهکارانن الان بی گناه این جمع فقط منم😂حتی شما ها هم گناهکارید پری بی گناه این داستان منم😂🫰

    ۳ ماه پیش
  • jeyran

    0

    بله بله درسته بر منکرش لعنت 😂🤍

    ۳ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    اره دیگه داشتم راجب بی گناهیم میگفتم من اصن نمیدونم گناه چی هست با کدوم گ مینویسن😂😂💔

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    صحیح😂

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😁😉

    ۳ ماه پیش
  • فائزه

    0

    دیگه وقتی نویان مظلوم سر اخر خائنه از بقیه چه انتظاری میره؟

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🫠

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    شعار رمان اگه یادتون باشه اینه که: هیچ شخصیتی در این رمان بی گناه نیست

    ۳ ماه پیش
  • جلالی

    0

    هم عاشقشم هم ازش می ترسم، نمی دونم چرا.

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۳ ماه پیش
  • و باز هم لیدا :)

    0

    من فقط می ترسم آخرش دلوین مجبور بشه بین اردوان و بهراد یکی رو انتخاب کنه.

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭

    ۳ ماه پیش
  • لیدا

    0

    این پارت ثابت کرد دشمن اصلی الزاماً بیرون خانواده نیست… داخلشه.

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭

    ۳ ماه پیش
  • لیدا

    0

    احساس می کنم پایان این خط انتقام، هیچ کدوم از اینا رو سالم ول نمی کنه.

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭

    ۳ ماه پیش
  • Saba

    0

    اون خاطرات آتش سوزی… توصیفش خیلی واقعی بود. حس کردم دارم وسط اون صحنه ام از زنده نوشتنت به قول بچه ها لذت میبرم

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم بمونی برام قشنگم😍🤍

    ۳ ماه پیش
  • حنانه سادات

    0

    اون چیزی که بیشترین ترس رو انداخت، قطعیت صدای بهراد بود.🤍🎀

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭

    ۳ ماه پیش
  • شبو

    0

    این پارت باعث شد به همه شخصیت ها شک کنم.

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠👍

    ۳ ماه پیش
  • نیان

    0

    به نظرم این آتش سوزی یه قربانی بیشتر هم داشته که هنوز نمی دونیم.

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭

    ۳ ماه پیش
  • لیانا

    0

    هر چی بیشتر محافظت می کنن، خطر نزدیک تر میشه.

    ۳ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بله متاسفانه🫠

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️