پارت صد و چهارده :
بهراد_ در عوض به تو سپردمش که خوب مراقبش باشی و یه چیز هایی از رفتار هاش رو با رفتار های خودت تغییر بدی... مکالمه هامون رو که یادته؟
_ بله صدای خورد شدن استخون های کمرت وقتی فهمیدم من رو توی چه بازی مسخره ای انداختی هم خوب یادمه.
بهراد_ داداش یه تکون عجیب بهم دادی باعث شد مهره کمرم صدا بده... ولی نشکست... انقدر بزرگش نکن.
بعد خندید که باعث شد رومو ازش بگیرم و مشغول کار هام بشم.
پسر
مطالعهی این پارت کمتر از ۳۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
حنانه
0عه یادم نمیاد کی مامانشو با اسم صدا میزنه؟ منظورت بهراده؟
۱ هفته پیش🦢AVAZ GHO🦢
0فک کنم مرد مخفی بهراده بعضی دیالوگاش عین مرد مخفیه
۱ هفته پیشa.s
0اینجا گفت اردوان دوبار داغ دیده، خاتون هم گفت مرد مخفی دوبار خانوادش رو از دست داده. حس میکنم اردوان و مرد مخفی برادرن
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بیایی جلوتر همه چی برات روشن میشه
۳ هفته پیشالمیرا
0خیلی جالب شد. همه خاندان دادمهر ی دستی تو سرای مافیا ها دارن و اردوان داره ی چیز مهم و از بهراد مخفی میکنه. مرد مخفی تو خونه دلوین داشت قهوه و دارچین میخورد و دلوین گفت دادمهر ها این و میخورن. نمیدونم چرا حسم میگه مهبد مرد مخفیه ولی از طرفی درست به نظر نمیرسه آخه عاشق نویانه.
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍اون سرنخ قهوه و دارچین هم به زودی متوجه میشید که منظور چیه
۲ ماه پیشدنیا
0من حس میکنم بابای اردوان سردسته ی بانددارچینه که ازقضاتوآتیش سوزی کارگاه هم نقش داشته.به خاطرهمین اردوان سعی می کنه بهرادخیلی واردجزییات نشه یامثلاوقتی درمورداون شخص حرف میزنه اردوان استرس میگیره چون نمی خوادآسیبی به خانوادش برسونه واینطورکه پیداست کل خانواده دادمهر هاتواین قضیه دست دارن
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
جالب بود باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیشjeyran
0واقعا هیچکس تو این داستان بی گناه نیست همشون یا خیانت کردن یا دیدن یا دارن چیزی رو مخفی میکنن🫠و خب بخشی از این خیانت ها میتونه ی سوتفاهم باشه فقط.( این حدس از اینحا میاد که حدس میزنم خیانت نویان اونجوری که دلوین فکر میکنه نیست و خیلی از قضایا که هنوز مشخص نشده)
۳ ماه پیشحنانه
0متاسفانه شعار رمان همینه😂هیچ کدوم از شخصیت ها بی گناه نیستن
۳ ماه پیشjeyran
0دقیقااا👍🏻😂 و همین پدر هممونو در اورده🤣🤣(خنده عصبی)
۳ ماه پیشحنانه
0خنده عصبی رو خوب اومدی👍😂
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره قشنگم
۳ ماه پیشفاطی
0قشنگ گفتی😂
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0خط داستان اونقدر حرفه ایه که همه گناهکارانن الان بی گناه این جمع فقط منم😂حتی شما ها هم گناهکارید پری بی گناه این داستان منم😂🫰
۳ ماه پیشjeyran
0بله بله درسته بر منکرش لعنت 😂🤍
۳ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0اره دیگه داشتم راجب بی گناهیم میگفتم من اصن نمیدونم گناه چی هست با کدوم گ مینویسن😂😂💔
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
صحیح😂
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😁😉
۳ ماه پیشفائزه
0دیگه وقتی نویان مظلوم سر اخر خائنه از بقیه چه انتظاری میره؟
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🫠
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شعار رمان اگه یادتون باشه اینه که: هیچ شخصیتی در این رمان بی گناه نیست
۳ ماه پیشجلالی
0هم عاشقشم هم ازش می ترسم، نمی دونم چرا.
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیشو باز هم لیدا :)
0من فقط می ترسم آخرش دلوین مجبور بشه بین اردوان و بهراد یکی رو انتخاب کنه.
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭
۳ ماه پیشلیدا
0این پارت ثابت کرد دشمن اصلی الزاماً بیرون خانواده نیست… داخلشه.
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭
۳ ماه پیشلیدا
0احساس می کنم پایان این خط انتقام، هیچ کدوم از اینا رو سالم ول نمی کنه.
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭
۳ ماه پیشSaba
0اون خاطرات آتش سوزی… توصیفش خیلی واقعی بود. حس کردم دارم وسط اون صحنه ام از زنده نوشتنت به قول بچه ها لذت میبرم
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم بمونی برام قشنگم😍🤍
۳ ماه پیشحنانه سادات
0اون چیزی که بیشترین ترس رو انداخت، قطعیت صدای بهراد بود.🤍🎀
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭
۳ ماه پیششبو
0این پارت باعث شد به همه شخصیت ها شک کنم.
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠👍
۳ ماه پیشنیان
0به نظرم این آتش سوزی یه قربانی بیشتر هم داشته که هنوز نمی دونیم.
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭
۳ ماه پیشلیانا
0هر چی بیشتر محافظت می کنن، خطر نزدیک تر میشه.
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله متاسفانه🫠
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

🦢AVAZ GHO🦢
0برام جالبه مامانشونو به اسم صدا میزنن