پارت هفتاد و چهارم :

خرداد 1404
نور آزمایشگاه حالا انگار دیگر از مهتابی‌ها نمی‌آمد؛ از خود شیشه‌ها، از ته لوله‌های فالکون، از سطح سرد میزهای استیل می‌جوشید؛ نوری بیمار و بی‌رحم که هر چیز زنده‌ای را لو می‌داد. انگار جهان در آن روزها تصمیم گرفته بود نقابش را از صورت بردارد و آن‌چه زیر پوستش پنهان کرده بود، نشان مهوان بدهد.
مهوان روبه‌روی مانیتور خشک شده بود. نمودارها آرام روی صفحه نشسته بودند؛ خط

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • پگاه

    0

    عالی بود ممنون از رمان پر مغزتون

    ۴ هفته پیش
  • فخری

    0

    سپاس فراوان حنانه جون عالیه خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار ♥️ ♥️ ♥️ ♥️ ♥️

    ۱ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!