پارت صد و چهارم :

فرزاد همچنان داره با آرش و اشکان پای صندوق کلنجار میره‌.
و اما سیجی که همون لحظه خیلی ریلکس به طرف صندوق حرکت می‌کنه و این نشون میده که اصلاً خبرای خوبی نیست.
در مقابل نیمای کوالا که حالا از کول رابین پایین پریده و به شونه‌اش تیکه زده، جفتی درحال زدن رگباری از متلک‌ها به عماد و علیسانن.
هیچی باقی نمونده، تقریباً تا رخ دادن یه فاجعه، یک صدم ثانیه فاصله‌ست.
سی‌جی با تمسخر بÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ثنا

    0

    بالاخره از شهرامم شبپره ی خودم رونمایی شد بچم روز ب روز جذاب تر میهشعشهشهثهص۶هثه از وارگاسم خوشم اومدد نیما تو ام تا جایی ک میتونی لهشون کن اشغلاو ۸

    ۳ هفته پیش
  • زهــرا

    1

    و یه سوالی داشتم من. اگه درست یادم باشه شهرام مگه کانادا یا حالا همچین جایی نبود؟دقیق یادم نیست کجا بود با شیما اما میدونم امریکا نبود پس الان امریکا چیکار میکنه یعنی رفتن امریکا؟

    ۳ هفته پیش
  • زهــرا

    6

    خب دوستان شما توی این پارت دارید رابطه ی خواهر برادرای ایرانی را قشنک مشاهده میفرمایید مثلا در عین حال که ازش ناراحتی اگه یه بلایی سرش بیاد کلی نگران میشی و به باعث و بانیش فوش میدی یا داری ازش تعریف میکنیا اما بازم بهش فوش میدی🤣🤣

    ۳ هفته پیش
  • ابجی نیما

    9

    اخ اخ نیما ابجی فدای اون عضله های خوشگلت هرکی بهت گفت عضله تزریقی بزن خارشو..خفیف کن داداش قشنگم تا فرق بین تزریقی و اصل رو بفهمن ماشالاا خفه اش کن اون عماد بنگی باندانایی قاچاقی روو

    ۲ ماه پیش
  • آبجی عماد بیگ بنگ.

    2

    فعلاً که پدر شما قاچاقچی مردک روانی شیوا بدبختو دزدید برد .اگه پلیس نبود معلوم نبود چه بلایی سر این بیچاره میاورد به قول شیوا خطاب به نیما توله .. نریمان قاچاقچی😒

    ۱ ماه پیش
  • آبجی عماد

    1

    یه تار موی عماد با کل هیکل نیما عضله تزریقی برابری میکنه پسره الدنگ شبیه بابای بی پدرشه 😕

    ۱ ماه پیش
  • آبجی کوچیکه نیما

    5

    عه وا چیکار به داداشم داری قربونش برم چیکارت کرده زنیکه پرو با اون داداش بنگی نچسبت که اینقد فشار می خورین ها😠😡

    ۱ ماه پیش
  • ابجی نیما

    1

    وات دا.. تو دیگ کیی؟

    ۱ ماه پیش
  • فن مهرون

    3

    خواهشاا ابجی عمادد، داداشتو بردار بروو

    ۱ ماه پیش
  • ابجی نیما

    8

    اها ببخشید ولی باید بگم که حداقل نریمان یه شیوا رو اونجوری کرد داداش تو چی با اون کلاب عملا گند زدن به روح و روان و اینده ی چند تا بچه راهنمایی بیگناه؟یه خورده فک کنی هم میبینی گناه بابا رو به پای پسر نمینویسن ولی عماد خودش ذاتش ** بود که اینده چند تا بچه رو داغون کردن

    ۱ ماه پیش
  • ابجی نیما

    10

    و اون عماد با دوستای روانیش نه تنها در گذشته بلکه تو اینده هم باز دارن روان این بیچاره ها رو به گا میدن و همون شیوایی که میگی اگه بیوفته دست داداشت و کلاب صد برابر بدترو سرش میارن.نیما هیچ جوره شبیه باباش نیس و تا الانم ثابت کرده ک همه جوره پای متین هس نیما حتی از شهرام هم بیشتر برای شیوا برادری کرد

    ۱ ماه پیش
  • ابجی نیما

    5

    و در نهایت اولین دعوای فیزیکی مخبر و شبپره؟

    ۲ ماه پیش
  • Diaa

    9

    پشمام بلاخره ربط وارگاس اینارو با کلاب و شاهد و اندیشه فهمیدیم

    ۲ ماه پیش
  • ابجی نیما

    6

    خب الان یه جورایی فهمیدیم که کیان و شهرام رفتن تو تیم جیجی و وارگاس ولی تو گذشته چی

    ۲ ماه پیش
  • ابجی نیما

    7

    شهرام لامصب با اون موهای بلوندش که همه جووره بهش میاد من شهرامو میخام کیان فداش شه الهیی پسرم همه جوره خوشتیپه من این کراش لعنتی رو میخوامش

    ۲ ماه پیش
  • ابجی نیما

    7

    عاشق اینم که حالا قدرت بچه ها و دبیرستانی ها یه اندازه اس و بعد سه سال راحت میتونن دهنشون رو بدون هیچ ترسی مورد عنایت قرار بدم عاشق این قدرت نمایی بچه ها جلوی این عوضیای کراشم

    ۲ ماه پیش
  • ابجی نیما

    8

    کتاب برید کتابو پیدا کنید کتاب دست فرزاد چیه

    ۲ ماه پیش
  • ابجی نیما

    4

    فرزاد دیدش وای اصلا حس خوبی به این یکی ندارمم

    ۲ ماه پیش
  • ابجی نیما

    7

    فک کن بعد سه سال بی خبری از داداشت تو این وضعیت ببینیش و با اینکه خودت هم نمیدونی دیگه حست بهش چیه ولی بازم از ته قلبت حمایتش کنی و قلبت براش از نگرانی از سینت دراد و برای اسیب دیدنش اونجوری نگران شی و جیغ بزنی!حالا به این فک کن که اصلا داداشت تو این سه سال خبری ازت گرفته؟خیلی درد داره ته نامردیه

    ۲ ماه پیش
  • ابجی نیما

    5

    شیوا الان توی فشار روانی خیلی بدی قرار داره از طرف کلاب شهرام گذشته همه چی حتی فکر ب اینکه برادری ک تو خونه انقدر رابطه تون با هم صمیمی و نایس بود و ازش چیزای زیادی یاد گرفتی و عملا جونت ب جونش وصل بود یهویی ی چیزایی ازش بفهمی ک اون تندیسی ک ازش تو ذهنت داره رو بشکونه و تو حتی ندونی ک چ حسی بهش داری

    ۲ ماه پیش
  • ابجی نیما

    3

    خودمم باورم نمیشه اما لحظه ای که شیوا شهرامو بعد سه سال دید منم پا به پاش گریه کردم اصلا همنجوری اشک هام میریخت لعنتی!

    ۲ ماه پیش
  • ابجی نیما

    2

    شیپ رابین و نیما یا رابین و جیجی؟ اولیی

    ۲ ماه پیش
  • یک عدد فن

    3

    حالیت حوبه عاوضی؟ 🤣 پخش شدم🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • ریحانه عیسایی (زینب) | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣🤣🤣🤣واییییییی وسط کامنتای جدی تحلیل پخششش شدمممم🤣🤣🤣🤣🤣دارم طرز لهجه‌شو تصور میکنم خیلیییی خنده‌داره🤣🤣🤣

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️