پارت هشتم :

بشقاب مخصوص آرش را برداشتم و درحالی که برنج را می‌کشیدم، سر تکان دادم:

_ خوبه… میدونی که آرش خوشش نمیاد… خودمم مجبورم اول جلوی چشمش وارد دستشویی بشم و دستام رو با آب و صابون خوب بشورم… بعد همونجا زیر نگاهش آروم تیغ‌های ماهی رو جدا کنم… غیر این ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!