پارت هفده :

وسط اون بهبوهه‌ای که گرفتارش بودیم، صدای جیغ‌های پی‌درپیِ دختر روانم رو می‌خراشید. مشتاش محکم بود و طعم فلز تویِ دهنم بهم می‌گفت که احتمالا لبم بدجور پاره شده.
دستم رو بالا آوردم و قبل از‌این‌که چندمین مشت رو توی صورتش بنشونم به شدت به عقب کشیده شدم. بابا منو از پیراهنم به عقب کشیده بود و پرهام هم به زور بازوی اون‌رو گرفته بود.
مثلِ یک ببرِ زخمی هنوز نگاهم می‌کرد و با چشماش خط

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرهام در رمان گورستان پرهام
تصویر شخصیت پردیس در رمان گورستان پردیس
تصویر شخصیت پدرام در رمان گورستان پدرام
تصویر شخصیت گندم در رمان گورستان گندم
تصویر شخصیت مهیار در رمان گورستان مهیار
آخرین نظرات ارسال شده
  • ارزو

    0

    مدل موی بازکات شنیدع بودم ولی کات باز ن چع مدلیع دقیقا؟ 🤔

    ۲ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    وااایییی،، الان که گفتی متوجه شدم😂😂😂😂 باور کن بعضی وقتا نویسنده ها مغزشون رد میده😅😅

    ۲ ماه پیش
  • زری

    0

    این پدرام چه اشناس🫠🫠

    ۲ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره خب واسه تو اره

    ۲ ماه پیش
  • Rosa

    0

    نمیدونم ب چه دلیلی پردیس اینکارو کرد ولی خب هرچی هست ب یورم بدم میاد ازش خدا نرحمتش

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    خیلی کامنت غیر منتظره‌ای بودد😅😅😅

    ۳ ماه پیش
  • زری

    1

    اخ پسرم چقدر مرده🥺 پسرم یه پارچه اقاست😊🥹

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    بله صد در صد

    ۳ ماه پیش
  • دلارام

    1

    ممنون ازت بخاطر پارت عالیت خسته نباشی عزیزم

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم دلارام عزیز💋♥️

    ۳ ماه پیش
  • Mahshid

    1

    صبا جانم تو بی نظیری قلمت مانا واااقعا پارت عااالی بود ممنونم ازت

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    مرسی مهشید قشنگم♥️🫂💋

    ۳ ماه پیش
  • •بلوبری•

    1

    میگم مگه مهیار از قضیه اون دستگاهه خبر داره؟؟ الان اون ناشناس چرا به مهیار گیر داده؟ ینی الان نباید گندم پیش پرهام دنبال اون دستگاه بگرده؟؟

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    چرا پرهام باید بیاد با گندم دنبال دستگاهی که داره بگرده؟؟ و این که اره مهیار از دستگاه خبر داره

    ۴ ماه پیش
  • •بلو•

    1

    نههه میگم دستگاه دست پرهامه، گندم باید بره پیش پرهام دنبالش بگرده ولی حالا که میگی مهیارم خبر داره پس احتمالا دست مهیار باشه 💔

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    نه بلوبری قشنگم، از دستگاه دو تا هست، مهیار خبر داره ولی خب اینو در نظر بگیرید که تعداد کسایی که دنبال دستگاهن از دونفر بیشترن 😉

    ۴ ماه پیش
  • •بلو•

    1

    اوووه پس جالب شد 💖👌🏻

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    💋♥️

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    و این که ناشناس به مهیار گیر نداده، به گندم گیر داده

    ۴ ماه پیش
  • نورا

    1

    فکر کنم به دلیلی باهاش ازدواج کرده عالییییی بوددددد💕🤭🌙

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    شایددد😉♥️

    ۴ ماه پیش
  • ستاره

    1

    سلام بانو🌹 صبا جان همینطوری داستان فوق العاده عالی و هیجانی هست با استوریات دز هیجان رو خیلی میبری بالا (سم خالص)میشود🤯😂👌

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    سلام ستاره بانو، ممنونم ازت عزیزم. اتفاقا توی استوری یه نکته هست که با پارت امشب مرتبطه، هر کی نکته رو بگه یه سوالشو جواب میدم بدون این که چیزی رو پنهون کنم😃😃

    ۴ ماه پیش
  • راز

    1

    هنوز خیلی مونده ک کل ماجرا رو بفهمیم عالی بود بانو

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم راز عزیزم♥️

    ۴ ماه پیش
  • رها

    1

    پردیس چرا با سعید ازدواج کردههه بهشون نمیخوره بی پول باشن

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    دلیلش بعدها مشخص میشه🥰

    ۴ ماه پیش
  • زهرا

    1

    سعید وپرهام خیلی مشکوک هستندومهیاروپدرام بی اطلاع.سپاس😁🤔🙏

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    درسته زهرا پدرام و مهیار از همه چی بی‌خبرن👌👌

    ۴ ماه پیش
  • دلارام

    1

    عالی بود ممنون صبا جان نکنه اون کسی رو. که دوست داشته از همون اول مهیار بوده اخه پدرام گفت یکی دیگرو میخواستی

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم قشنگم ولی نه فکر نکنم😂

    ۴ ماه پیش
  • شى شى

    1

    اونقدر هیجانیه که ازم با هر کامه که میخونه حالللل میکنه قشنگ😭✨👏🏻👏🏻👏🏻 عالییی عشقم🌹🌹😍

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    شی‌شیِ قشنگمی تو، مرسی ازت♥️

    ۴ ماه پیش
  • زن پدرامم

    1

    وایب این پارت ...🥺🥺🥺😭😭🤯🤯☠️☠️

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    خوب بود؟😂

    ۴ ماه پیش
  • زن پدرامم

    1

    عالی بود ، من با این پارت اشک ریختم 🥺🥲

    ۴ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    عزیزم نه اشک نریز😓💋

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️