شاه نشین تاریکی به قلم کیانا بهمن زاد و دیبا کاف
پارت هجده :
همیشه از نقاب متنفر بودم.
از تظاهر، از نمایش حتی از ادا اما انگار اینبار برای تحقق نقشه ها مجبور بودم تمام این کارها رو انجام بدم.
دلیل نفرتم از نقاب کاملا واضح بود چون دیر یا زود آدم زیرش خفه میشد و خوی و خصلت واقعیش نمایان میشد.
اریکا- شاید مسخره باشه اما میتونید یه مراسم خیریه راه بندازید... تا جایی که من میدونم طرف یه پولدار کله گنده است که برای نمایش قدرت و پولش به بقیه هم که ش
این پارت به قلم کیانا بهمن زاد نگاشته شده است و مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

دیبا کاف | نویسنده رمان
روزگار بیرحمش کرده
۴ ماه پیشSajede
2آخ مرصاد میشه لطفا انقدر اریکا رو اذیت نکنی 🙄کلافه شدم از دستت بخدا
۴ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
😂
۴ ماه پیشسارا
0کرم داره پسرمون 😂😂💔 دختر به این خوشگلی بگیرش دیگه
۴ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
ای بابا😂
۴ ماه پیشسارا
0دلم برای اریکا میسوزه 🥲 طفلک چه قدر تنهاست
۴ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
🫠
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

سارا
0جای اشتباهی برای غرور انتخاب کردی 💔🫠 پسر انقدر بیرحم نباش