پارت پانزده :
با رفتنش نفس آسودهای کشیدم، شاید از راه به در کردنش اونقدرها هم سخت نبود!
انقدر باهاش بحث کردم که حتی وارد اون اتاقِ کوفتی هم نشده بود. با فکر به این که فرصت همون اندک دید زدن اتاق هم از خودم گرفتم دوباره به خودم لعنت فرستادم.
خفه میشدم میمردم!
هرروز باید یک گند که چی بگم دهتا گند به بار میآوردم تا روزم شب شه!
سعی کردم کاری که اون دختر گفته بود رو انجام بدم تا اگر یک درص
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

صبا سروین | نویسنده رمان
عزیزمممم پسرمه!!!
۳ هفته پیشRosa
0اقا پدرام مال منهه کسی سمتش نیاد🕳️🔥🦖
۴ هفته پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
😅👌
۴ هفته پیشزری
1اخ پدارم جذابم😍 پسرم اقاست🫀🌱 اصلا بهش میاد ناشناس باشه. دلش خیلی نازکه🫠😂😍🫀🌱
۱ ماه پیشMaryam
1خداوکیلی دل پدرام نازکه؟😐😂 پدرام خلافکاره ها محض اطلاعتون باید بگم تا جای که من مطلع هستم افراد دل نازک قاچاقچی نمیشن معمولا🫢😂🫷 باز مهیار رو میگفتید یه چیزی پسرم ماشاله یه پارچه آقاست بر خودش 🤌 ولی جدا از شوخی من حس میکنم در نهایت پدرام و مهیار شاید اگه باطن همو بشناسن رفیق شن😂
۱ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
خب نیست مریم جانم، تو نگران نباش😅😢♥️
۱ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
زری جانم🫂♥️
۱ ماه پیشسوزان
0پدرام برادر دوم پردیسه و همون فرد ناشناسه
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ناشناس هنوز معلوم نیست😉
۲ ماه پیشساناز
2این پدرام خوده خوده ناشناس حالا ببینید کی گفتم
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
نظر جالبیه👌
۲ ماه پیشnajmeh
1بلاخره پدرام جون اومد 🤩داستان با وجود پدرام قشنگ میشه
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
اومدی نجمه جانمم؟😍😍
۲ ماه پیشمرید ۱۱۰
1یعنی پرهام رو نشناخت؟ آخه قبلا که دیده بودش؟ تازه چسماش هم که گفت سبز بوده اینجا چرا نمیتونه تشخیص بده؟
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
این اسمش پدرامه عزیزم، پرهام یکی دیگه بود
۲ ماه پیشستاره
1پدارم اولین باره اومده سراغ گندم؟🤔 این پدارم دیگه چی میخواد🤔 ناشناس ک همچنان ناشناسه پس چه داستانی بشه سر این دستگاه به اندازه پولی ک گرفته زجر کش خواهد شد😂آخه چرا باید خلاف کنی بچه حالا جورش رو بکش😐😂 پرهام هم ک دستگاه رو گرفت رفت و بقیه رو ب جونت انداخت خب برو سراغش اون مسببه یجورایی
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
حالا مونده تا بفهمه دقیقا چیکار کرده، ولی آره پرهام رفت و موندن این چندتایی که افتادن به جون هم😂😂
۲ ماه پیشستاره
0انشاالله عشقئ نصیبش بشه ک این بدبختی رو بشوره ولی میترسم عشقش یه طرفه باشه تو این مثلث عشق
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ایشالاا
۲ ماه پیشستاره
0اینکه تو عکس پدارم و ناشناس هر دو کلاه پوشیدن بهم ک ربطی ندارن؟¿
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
خواهیم دید ستاره جانم😂♥️
۲ ماه پیشستاره
0بی صبرانه منتظر 😃❤قلمت عالیه و دلبر😍💓
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ممنونم ستاره بانو♥️😍
۲ ماه پیشآدولفا
0محض رضای خداااا🤦🏻 ♀️ واقعا این همه دیوونه چیه به پست این بدبخت می خوره😂👌🏻
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
واقعا نمیدونمم😂😂
۲ ماه پیشنورا
0ایننننننن کیههههههههههه ناشناس نیستتت؟
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
نمیدونم نورا، نظر تو چیهه؟؟😄😄♥️
۲ ماه پیشستاره
0همیشه پر انرژی ادامه بدی قلمت عالیه🌹💖
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
♥️♥️♥️🥰🥰🥰
۲ ماه پیشستاره
0من پارت ۱۲ از زبون ناشناس رو خوندم ک دنبال پرهام اومده بود و از دور فقط قامت دختر رو دیده الان از نزدیک دید خوشگله بعد گفت دختر یه لحظه ک ناشناس رو دیده رو نیمکت زود رو برگردونده و رفته داخل
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
دوباره میگم ستاره جان...من عاشق دقت توامم👌😉♥️
۲ ماه پیشستاره
0خودت عشقی نازنین 😘🌹کار رمان خون همینه با ولع رمان رو بخونه😂😂
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
عزیزمم😂😂💋💋
۲ ماه پیشستاره
0🥰😘شب خوش البته همیشه خوش و سلامت باشی جانم😍 مشتاقانه منتظر پارت های بعد چشم به زنگوله هستم😂
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ممنونم ستاره جانم، همچنین عزیز دلم♥️💋
۲ ماه پیشدلارام
0عالی بود عزیزم نمیدونم چرا فک میکنم پدرام همون ناشناسه و برادر پردیس هرچی جلوتر میریم بیشتر مشتاق ادامه رمان میشم ولی خوشم میاد گندم با اینکه گندزده ولی بچه پروعه
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ممنونم دلارام عزیزم♥️ راجع به حدسات هم یهکم جلوتر بیشتر چیزها معلوم میشه قشنگم💋💋
۲ ماه پیشزن برسامم
0ناشناس خودشهههههههههههههههههههه🛐🛐🛐🛐🛐🛐😍😍😍😍😍😍😍😍🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲 یا پدرام ناشناسه یااااااا... یا پرادر پرهام و پردیسه مطماینمممممم
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
😄😄😄😄😄 الان پدرامو میگی که یا ناشناسه یا داداش پردیس؟؟
۲ ماه پیشزن برسامم
0اره اره ببخشید بد توضیح دادم 😅😅
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
حدست بیشتر به کدومه؟ اون مهمهه😂😂♥️
۲ ماه پیشزن برسامم
1خب من نظرم اینه که .... اول اینکه پدرام برادر پردیس و پرهام .... این به کنار .. من میگم پدرام ناشناس هم هست ... چون اون روز تو تشیع جنازه گریه کرده بود .. ولی یه نکته ای . ناشناس گفته بود که گند یه لحظه اون رو دیده . اما الان اشاره ای به این که صورت طرف آشنا باشه برای گندم نشد . ادامه در بعدی
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
حیف که نمیتونم دقیق بگم حدست تا چه حدودی درسته چون اسپویل میشه، ولی در کل جلوتر متوجه میشید و من واقعا ممنونم از این که وقت میذاری و حدسیاتتو برام کامنت میکنی، خیلی با ارزشه♥️
۲ ماه پیشزن برسامم
0دورت بگردم وظیفمه♥️♥️♥️
۲ ماه پیشستاره
0ولی به گندم گفت از نزدیک خوشگل تره 🤔
۲ ماه پیشزن برسامم
0نه عزیزم در پارت اگر اشتباه نکنم ۱۳ از زبون ناشناس روایت شد اونجا برگشت گفت که( ناشناس ) روی صندلی نشستن بودم که دختر غسال اومد بیرون و چند لحظه نگاهش به من افتاد یا نگاهم کرد یه همچین چیزی . من حضور ذهن ندارم
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
داری درست میگیا...ولی حیف که من نمیتونم چیزی بگم😄😄👌
۲ ماه پیشزن برسامم
0طبیعیه درک میکنم به قول خودت ... الان زوده واسه ی سوال کردن در حداقل ۵ الی ۸ پارت آینده یه سری سوال ها برامون رفع میشه ... البته فکر کنم 😁😁
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
سوال که پیش میاد و طبیعیه! بپرسید😄 ولی خب اره نهایت تا ۱۰ پارت بعد جواب بیشتر سوالا معلوم میشه وارد فاز عاشقانهش میشیم بیشتر
۲ ماه پیشزن برسامم
0من دوست دارم بیشتر این سوالات پیش بیاد چون خواننده بیشتر جذب میشه اما خب از یه جایی به بعد بخای داستان رو سر یه موضوع کش بدی یکم لووس و چجوری بگم آزار دهنده میشه ( البته جسارت نباشه این فقط یه نظره ) و من به قلمت اعتقاد دارم و میدونم بهترینهههههه♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️😍😍😍😍
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
نه عزیزم این چه حرفیه. اره درسته، چون واقعا هم اگر ادامه دار باشه مخاطب اذیت میشه، برای همین یه سری مسائل باید زودتر مشخص شه که میشه.😉👌
۲ ماه پیشدلارام
0اخه فک کنم اونجا کلاه و ماسک داشت فک کنم
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
خوبه که به متن دقت میکنید، و حتی اگه یهکم بیشتر دقت کنید همه چیز دستتون میاد😂😉
۲ ماه پیشزن برسامم
0خیلی ممنونم ... ولی میگم من یکم چپل چلاغ توضیح میدم 😭😂🤦
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
نه عزیزم اتفاقا عالی میگی👌♥️
۲ ماه پیشزن برسامم
0دورت بگردم من 😭♥️
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
خدا نکنه🫂♥️
۲ ماه پیشستاره
1خب اینکه حروف اول اسمشون پدرام پردیس پرهام این یه نکته نکته بعدی بعدا باز هم روبه رو میشن چون گفت یادم میمون دوست نشدی تنها ناشناسه ک دنباله گندمه
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
من عاشق دقت توام👌♥️😄
۲ ماه پیشستاره
0😍😘🌹لطف داری مهربون ما مشتاقانه تا آخرش با قلمت ادامه میدیم در کنارش این رد وبدل نظرات برای انرژی دادن و نشان دادن شور و هیجانه 💕
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ممنونتم قشنگم، خیلی هم کار خوبی میکنید و باعث انگیزه برای منید♥️🫂
۲ ماه پیشستاره
0من ممنونتم عزیز ک قلم عالیتو در اختیار ما میذاری من عاشق سبک هیجانیم ک آدم رو جذب کنه مطمئنا داستان فوق العاده ای پیش رو داریم من از الان برای این مثلث عشق داره تنم میلرزه🤪😭😂😂
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
فدات شم عزیزم، لطف داری، ایشالا😉💋🥰
۲ ماه پیشستاره
0زنده باشی گل لطف از خوبی شماس💖
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ممنونم ستاره جانم💋♥️
۲ ماه پیشSara
2هر وقت معلوم شد پدرام ناشناسه عکسشو واضح بزار😂 البته به احتمال زیاد که هست
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
چشم سارا جان😂♥️
۲ ماه پیشMahshid
0صبای عزیزم قلمت بی نظیره به جان حااااج بابا فقط و فقط به خاطر خودت در به در سایت ها میشیم ما
۲ ماه پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
دور از جونت، اسم حاجبابا فقط اینجا نیومده بود که اومد..عزیز دلمی تو♥️🫂
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زری
0اخ خدای جذابیت وارد میشود🫀😌😌