پارت بیست :
یک روز بعد از مرگِ پیری،مراسم خاکسپاری بود.طبق وصیّتش قرار بود در روستای زادگاهش دفن بشه.برای همین فامیل و آشناها توی خونه جمع شده بودن تا بعدازظهر راه بیفتن.
من همراه آیدین و نقره و داداشش توی آشپزخونه بودیم و وسایل پذیرایی از مهمونا رو آماده میکردیم.
روی زمین نشسته بودم و خرماها رو توی ظرف میچیدم.نقره جلوی اجاق حلوا درست میکرد.
آیدین که روبهروم بود با تردید گفت: «به نظ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

sober | نویسنده رمان
منم
۴ هفته پیشدامونِ کلفت
0اِی گوش بریده دُمتم بریده 🤭😂
۳ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
😄
۳ ماه پیشدر احاطهی میمونکها
0نیو کشته شدنش اصلا براش مهم نیست. مهم اینه که قاتلش ادم ضایعی نباشه. خدایااا بچم😂😂 باورم نمیشه حقیقت رو به ارش گفت. بیچاره میشه که. حتما ارن چون نیو باباشونو کشته باهاش بده🤔🤔 از تک تک شخصیتا خوشم میاد.
۳ ماه پیشزن حاجی
2وای نقره خیلی خوبه، سرماخوردگی مردا رو خوب گفت یاد بعضیا افتادم🤣🤣🤣🤣
۳ ماه پیشمامی پسند
0نههههههه😂😂😔😔😔
۳ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
😂❤️
۳ ماه پیشدامونِ کلفت
0دقیقا منم تا خوندم🤭😂😂
۳ ماه پیشماشین فقط سمند سورن
0خیلی دوس دارم بدونم روح نگهبان رضا کیه🥲وااییی نقره خیلی باحاله خوشم میاد ازش😔🎀
۳ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
احتمالا آلبر کامو 😄
۳ ماه پیشپوتین پاپیون صورتی🎀
1روح نگهبان❌ آلبر کامو✔
۳ ماه پیشپوتین پاپیون صورتی🎀
0من اگه جای رضا بودم بهم برمیخورد، داداش تو روح نگهبان منی یا این؟
۳ ماه پیشپوتین پاپیون صورتی🎀
0برادر تنها راه ارتباطی و دفاعیش گاز گرفتن بود
۳ ماه پیشکبری
1دلم میخواد الان نیوارا هم اونجا بود
۳ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
😔❤️
۳ ماه پیش800years patience
0داداش میخوای به هرکی رسیدی خودتو لو نده
۳ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
مشکلی نیست،اونم میکُشه 😌
۳ ماه پیشگردنبند آرن
1بیچاره نیو ، گوشش و آخه🥺😠آرش اگه عرضه داری با آرن در بیفت ببینم اون موقع میتونی
۳ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
با اونم در میفته 😔
۳ ماه پیشگردنبند آرن
0نقره خیلی باحاله😅😁 خوشحالم با نیو و آرن صمیمی ان عااااالی بود سوبر مثل همیشه تو معرکه ای😉♥️♥️♥️
۳ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
قربونت 😘
۳ ماه پیشماشین فقط سمند سورن
0ماجرای سرماخوردگی که نقره گفت واقعا حق بوددد😔😂💅🏻این آرشم عجب آدمیه هااا گوش بچه رو کند اه اه اه😑
۳ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
منظوری نداشت 😌
۳ ماه پیشماشین فقط سمند سورن
0ایول بابا عجب پارتی بود😌🔥
۳ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
( ˘ ³˘)♥
۳ ماه پیشروح نگهبان سایکوپت
0وای من عاشق نقره م خیلیی خوبه خیلی شبیه من رفتارش و حرفاش🤣🤣
۳ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
😄❤️
۳ ماه پیشمامی پسند
0سرما خوردگی رو اینجا وارد کردی😔😂
۳ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
این نظر نقرهست 😔
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Some random
0بعضی وقتا با نیو همزاد پنداری میکنم مثلا تو کانسپت ک*شتن