پارت یازده :

دو طرف تیشرتش را گرفت و رو به هیوا گفت: می‌گم... این خیلی ضایع نیست جلوش؟
هیوا ضربه‌ای به گونه برجسته‌اش نواخت و نگاهی به بلوز شلوارک ست صورتی با شکلک‌های خرسی بزرگ و کوچک خودش انداخت و گفت: خاک به سرم کنن نگاه سر و وضعمون! بجنب بریم یه چیزی تن‌مون کنیم تا آبرومون نرفته.
دیانا سر تکان داد و هردویشان به سرعت رود رانر به اتاق‌هایشان شتافتند.
پنج دقیقه بعد(که چهار دقیقه‌اش رایا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت هستی در رمان کبره هستی
تصویر شخصیت هیوا در رمان کبره هیوا
تصویر شخصیت دلنواز در رمان کبره دلنواز
تصویر شخصیت رایان در رمان کبره رایان
تصویر شخصیت آکهیرو در رمان کبره آکهیرو
تصویر شخصیت دیانا در رمان کبره دیانا
تصویر شخصیت سهیل در رمان کبره سهیل
آخرین نظرات ارسال شده
  • تارا

    0

    جالب بود تا حالا

    ۷ روز پیش
  • هلیا

    0

    رمان خوبیه

    ۳ هفته پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    ممنونم از نگاهت عزیز🤍💋

    ۳ هفته پیش
  • Z.k

    0

    اول خدا قوت به شما به خاطر رمان زیباتون وبعد اینکه تا اینجا که خوب بوده ومن رو رو برای خواندن ادامه ش ترغیب کرده .قلمتون روان و بسیار زیباست .🥰🥰

    ۲ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    خیلی ممنونم عزیزم نظر لطفته، امیدوارم از بقیه اش هم لذت ببری🤍🥹

    ۲ ماه پیش
  • اکرم‌حسن‌زاده

    0

    خوبو عالی هست

    ۲ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    نظر لطفته بانو🤍

    ۲ ماه پیش
  • نشمین

    0

    رمانت و دوست دارم تا اینجا ک خیلی خوب بود خسته نباشی عزیز

    ۳ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    عزیزممم باعث افتخاره خثشحالم که دوستش داری🤍 ممنون🌸

    ۳ ماه پیش
  • افسون

    0

    خیلی خوب و به روز ه در مورد جوانان و وبلاگ هاشون دغدغه هاشون قشنگ و گیرا و واضح صحبت کردی ممنون🥰

    ۴ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    عزیزمی مرسی قشنگم🤍🫂

    ۴ ماه پیش
  • افسون

    0

    خیلی خوب و به روزه و تمام دغدغه های نسل جدید جوانان امروزی و وبلاگها و علاقه هاشون بسیار واضح و کامل به تصویر کشیدی ممنونم

    ۴ ماه پیش
  • ملیحه

    0

    قشنگه ممنون زیباست

    ۴ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    ممنونم از نظر لطفت🤍😘

    ۴ ماه پیش
  • الی

    1

    تا اینجا رمان خیلی دوست داشتم جذاب بود ببینم در ادامه چطور خواهد بود😁❤️

    ۴ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    عزیز دلمییی خیلی ممنونم که خوندی🤍🫂

    ۴ ماه پیش
  • الی

    2

    رایان خیلی خوبه😂🎀

    ۴ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    چه عجب یکی از رایان خوشش اومد😂🫰🏻

    ۴ ماه پیش
  • مامان عسل

    0

    دیانا برای چی میترسه تو اجتماع باشه مگه خلافی کرده 🤔

    ۴ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    به زودی متوجه می‌شین نه کار خطایی نکرده، ولی بودن بین مردم و توی شلوغی براش سخته.

    ۴ ماه پیش
  • سعادت

    0

    عالی و زیبا خدا قوت قلمت مانا عزیزم 🌸🌸🌸🌸

    ۴ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم🤍💋

    ۴ ماه پیش
  • برفین

    1

    رمانت عالیه دختر

    ۴ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    ممنونم قشنگم🤍🫂

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️