پارت یازده :

دو طرف تیشرتش را گرفت و رو به هیوا گفت: می‌گم... این خیلی ضایع نیست جلوش؟
هیوا ضربه‌ای به گونه برجسته‌اش نواخت و نگاهی به بلوز شلوارک ست صورتی با شکلک‌های خرسی بزرگ و کوچک خودش انداخت و گفت: خاک به سرم کنن نگاه سر و وضعمون! بجنب بریم یه چیزی تن‌مون کنیم تا آبرومون نرفته.
دیانا سر تکان داد و هردویشان به سرعت رود رانر به اتاق‌هایشان شتافتند.
پنج دقیقه بعد(که چهار دقیقه‌اش رایا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نشمین

    0

    رمانت و دوست دارم تا اینجا ک خیلی خوب بود خسته نباشی عزیز

    ۱ هفته پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    عزیزممم باعث افتخاره خثشحالم که دوستش داری🤍 ممنون🌸

    ۱ هفته پیش
  • افسون

    0

    خیلی خوب و به روز ه در مورد جوانان و وبلاگ هاشون دغدغه هاشون قشنگ و گیرا و واضح صحبت کردی ممنون🥰

    ۱ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    عزیزمی مرسی قشنگم🤍🫂

    ۱ ماه پیش
  • افسون

    0

    خیلی خوب و به روزه و تمام دغدغه های نسل جدید جوانان امروزی و وبلاگها و علاقه هاشون بسیار واضح و کامل به تصویر کشیدی ممنونم

    ۱ ماه پیش
  • ملیحه

    0

    قشنگه ممنون زیباست

    ۱ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    ممنونم از نظر لطفت🤍😘

    ۱ ماه پیش
  • الی

    1

    تا اینجا رمان خیلی دوست داشتم جذاب بود ببینم در ادامه چطور خواهد بود😁❤️

    ۱ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    عزیز دلمییی خیلی ممنونم که خوندی🤍🫂

    ۱ ماه پیش
  • الی

    2

    رایان خیلی خوبه😂🎀

    ۱ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    چه عجب یکی از رایان خوشش اومد😂🫰🏻

    ۱ ماه پیش
  • مامان عسل

    0

    دیانا برای چی میترسه تو اجتماع باشه مگه خلافی کرده 🤔

    ۱ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    به زودی متوجه می‌شین نه کار خطایی نکرده، ولی بودن بین مردم و توی شلوغی براش سخته.

    ۱ ماه پیش
  • سعادت

    0

    عالی و زیبا خدا قوت قلمت مانا عزیزم 🌸🌸🌸🌸

    ۱ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    قربونت عزیزم🤍💋

    ۱ ماه پیش
  • برفین

    1

    رمانت عالیه دختر

    ۱ ماه پیش
  • صالحه فروزش‌نیا (آدولفا) | نویسنده رمان

    ممنونم قشنگم🤍🫂

    ۱ ماه پیش
کپی شد!