پارت سی و هفتم :

چشم هاش چند لحظه روی پیامم مکث کردن و بعد، وقتی نگاهش رو از روی کلمات برداشت گفت:
-خب....فقط ازت خوشم میاد دیگه. چرا نداره!
آب دهنم رو قورت دادم و بی حرف بهش خیره شدم.
-لازم نیست الان جواب بدی....میتونی فکر کنی خب؟
سرم رو آروم تکون دادم و به رفتنش خیره شدم. راستش اصلا نمی تونستم افکارم رو جمع و جور کنم، انگار یک نفر توی سرم ایستاده بود و فکر هایی که میومدن دسته بندی بشن رو با دستش دو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت ترنم در رمان جادوگر ترنم
تصویر شخصیت فرجام در رمان جادوگر فرجام
تصویر شخصیت سروین در رمان جادوگر سروین
تصویر شخصیت تیانا در رمان جادوگر تیانا
تصویر شخصیت کامیار در رمان جادوگر کامیار
تصویر شخصیت مبین در رمان جادوگر مبین
تصویر شخصیت ترلان در رمان جادوگر ترلان
تصویر شخصیت آرمه در رمان جادوگر آرمه
تصویر شخصیت متین در رمان جادوگر متین
تصویر شخصیت آرون در رمان جادوگر آرون
تصویر شخصیت آوش در رمان جادوگر آوش
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • معصومه

    1

    اونی که تو اتاقه احتمالا فرجامه، قبلا هم اشاره کرده بودی که برده بودنش

    ۲ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    🤔🤔🤔

    ۲ ماه پیش
  • الناز

    3

    دوست دارم یه مدت با مبین واقعا رل بزنه و مسیر فرجام سریع باز نشه. وقت زیاده حالا😂

    ۳ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    آفرینن به نطرم فرجام باید صبر کنه

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    1

    خیلی زیباوعالی .سپاس😁🤭وهمچنان طرفدارفرجام وترنم😇🥳🙏

    ۳ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    🤣

    ۲ ماه پیش
  • ناز

    2

    اخ قلبم🤧🤧🤧🤧🤧🤧🤧🤧🤧🤧🤧🤧🤒🤒🤒🤒🤒🤒 من از هیجان این پارت دیشب بیمارستان بودم 😷😷😷😷😷 نویسنده فقط بگم : عاشقتم ❤❤❤❤❤💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓

    ۳ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    عزیزممم💜💜💜💜💜

    ۲ ماه پیش
  • یسنا

    2

    نههههه چرااا بایدد پیشنهادد مبینن و قبوللل کنهههههه نه دینااا

    ۳ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    به هر حال ترنم هم نوجوونه و از اینجور چیزا عم بدش نمیاد بعد از اینکه اون همه بهش بی محلی کردن

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    بینهایت زیبایت ممنون خسته نباشید منتظرم واگر پارت بعدی بخونم 🌹🌹🌹🌹🌹تقدیم به شما که گلی

    ۳ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    عزیزم پارت بعدی رو به صورت هدیه قرار دادم

    ۲ ماه پیش
  • Nana

    0

    اون مدل راه رفتن و غروری که میگه میتونه سامان باشه

    ۳ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    نمیدونم میتونه؟🤔

    ۲ ماه پیش
  • نفس

    0

    پارت هیجانی جذابی بود مرسی عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • دینا قاسمی | نویسنده رمان

    ✨️✨️✨️💜

    ۲ ماه پیش
  • نازی

    0

    ترنم با مبین 🧐😕😯 وای نه نه اصلا

    ۳ ماه پیش
  • رزالین

    0

    واییییی نه ترو خدا ترنم قبول نکن 🥺😭

    ۳ ماه پیش
  • آیرا

    1

    تروخدا زودتر پارت بذار من تحمل ندارم تا فردا 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

    ۳ ماه پیش
  • فرشته

    0

    بی نهایت جذاب و دلبره😍❤️ بی صبرانه منتظر ادامه شم😍❤️

    ۳ ماه پیش
  • فرشته

    0

    وای! چه پارت میخکوب کننده و غافلگیر کننده ای! اصلا فکرشم نمی کردم این طوری بشه!

    ۳ ماه پیش
  • naz

    0

    استوری اولا شخصیت ترنم شبیه تیاناعه ولی دومی و سومی خیلی خوشگل تر از اولیه ترنم

    ۳ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    3

    به احتمال زیاد اون فرجامه که به صندلی بستنش

    ۳ ماه پیش
کپی شد!