پارت شصت و دوم :

گُلی مرا در آغوش کشید و ترسیده گفت:
-‌ قول بده دیگه از این کارها نکنی!
وقتی این را گفت، در آغوشش بودم و او موهایم را نوازش می‌کرد. گُلی و مامان خیلی آشفته به نظر می‌رسیدند، پس به خواهرم قول دادم که دیگر انجامش ندهم.
گُلی این موضوع را با خود نگه داشت و نگه داشت، تا آن‌که الان، هیچکس بجز من از آن خبر نداشت، چون گُلی دیگر زنده نبود.
بزرگ‌تر که شدم، فهمیدم کاری که من کردم به اسم ج

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زری

    3

    نه اینا سایکو خوب بودن خوشم اومد

    ۲ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    سایکو خوب😂😂😭

    ۲ ماه پیش
  • زری

    0

    والاا مگه دروغغ میگمم🤣🤣

    ۲ هفته پیش
  • زری

    1

    واقعا رمان خیلی خوبی بود نویسنده عزیز منم دیگه برم بکپم کل شبو نخوابیدم

    ۲ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    مرسی ازت واقعا خوشحال شدم با کامتاتت🌺🌺✨✨

    ۲ ماه پیش
  • زری

    0

    قربونت برمم

    ۲ هفته پیش
  • نفس

    0

    ازبچگی چه بکش بکشی راه انداخته بود ولی نمی تونم باور کنم بچه پنج ساله سفید کننده تو نوشابه بریزه خسته نباشی

    ۲ هفته پیش
  • هلنا

    1

    یعنی قشنگ عاشق شخصیت گلاره شدم مخصوصا از ویژگی های شجاع نترس و سایکو مانندش 😍😍

    ۲ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    🌺🌺✨

    ۲ ماه پیش
  • هلنا

    1

    نویسنده عزیز خسته نباشید قلمت مانا. رمان بسیار عالی و بینظیری بود و اینکه خودمم چون عاشق این نوع ژانر هایی هستم خیلی لذت بردم قشنگ اون وایب معمایی،هیجانی و روانشناختی رو به خواننده منتقل میکرد دست مریزاد ❤️❤️❤️

    ۲ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    مرسی از تو کهه، خوشحالم دوست داشتیی

    ۲ ماه پیش
  • ملکه ی دلقک

    1

    عالی بود😭🎀 حوری بود که تا لحظه ی آخر هر حدسی رو که داریم . وایه خودمون داریم . و بعد میفهمیم اولالا . تمام کارا زیر اون کسیه که مظلوم ترین بوده . عاشقش شدم😭🛐

    ۲ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    خوشحالم که دوست داشتییی✨🌺😭

    ۲ ماه پیش
  • پروا

    1

    هرچقدر از عالی بودنش بگم کم گفتم زیبا و با یه موضوع و جدید و غیرتکراری لذت بردم، قلمت بسیار زیباست بانو✨

    ۲ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    مرسی ازت کهه✨

    ۲ ماه پیش
  • هستی

    1

    واقعا واقعا قشنگ بود خیلی حال کردم باهاش اگر طولانی ترم میشد بهتر بود

    ۲ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    مرسی ازتت کههه😭🌺✨

    ۲ ماه پیش
  • رها

    3

    واقعا جالب بود هم سبکتون هم قلمتون ممنونم 💐

    ۲ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    خیلی ممنون ازت کهه ✨🌺

    ۲ ماه پیش
  • سایه

    2

    دستمریزاد خسته نباشی به امید آینده ای درخشان😘😘

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    مرسی ازت کههه🌺✨😭

    ۳ ماه پیش
  • ماهورا

    2

    نرگس واقعا شگفت زده شدم قلمت بی نظیر بود عالی بودی و من از شدت روانی بودن گلاره به وجد اومدم ممنون خیلی وقت همچین اثری نخونده بودم

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    خوشحالم دوست داشتبیی✨🌺🌺خداروشکر انگار دیگه از کیارش بدت نمیاد🤝🌺✨

    ۳ ماه پیش
  • رستا

    1

    خدا قوت ،رمان خوبی بود،ممنون نرگسی

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    مرسی ازت کههه🌺😭✨

    ۳ ماه پیش
  • سارا

    1

    چرا تموم شدد🥲خیلی خوب بوود🤍

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    مرسی از همراهیتتت، دیگه انقد شد✨🌺😭

    ۳ ماه پیش
  • سرو

    2

    عالی بود گلم داستان کامل و باحالی بود واصلا فکر نمیکردم گلاره همچین باشه همش فکر میکردم کیارش اوضاعش داغون باشه نه گلاره واقعا شوکه شدم قلمت مانا گلم

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    اره دقیقا قصدم این بود که تا ته داستان شوک وارد کنمم، امیدوارم خوب عمل کرده باشم🌺😭✨

    ۳ ماه پیش
  • نرگس

    1

    عالییسیییی بودددددددددد😂💝 چرا تموم شد🤧

    ۳ ماه پیش
  • نرگس شریف | نویسنده رمان

    نرگس جان مرسیی🌺✨😭دیکه انقد شد

    ۳ ماه پیش
کپی شد!