پارت صد و هفتاد :

درست در همان دقایقی که برسام درحال جشن گرفتن تولدش بود، خاج داشت برای نقشه جدیدش برنامه‌ریزی می‌کرد.
پژواکِ قدم‌هایش در راهرو پیچید و به گوشِ خودش برگشت.
همان‌طور که دستانش را پشتِ کمرش قلاب کرده بود، در راهرو قدم برمی‌داشت و سوت می‌زد.
دو تن از افرادش نیز پشتِ سرِ او راه افتاده بودند و مردی شنل‌پوش را دنبالِ خود می‌کشاندند.
وقتی به درِ فلزی رسیدند، یکی از افرادش جلو آÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان بازگشت گلوله شخصیت کیوان کیوان
تصویر شخصیت ثامر ولی زاده در رمان بازگشت گلوله ثامر ولی زاده
تصویر شخصیت های رز و برسام در رمان بازگشت گلوله برسام و رز
تصویر شخصیت خاج در رمان بازگشت گلوله خاج
تصویر شخصیت بردیا و برسام در رمان بازگشت گلوله بردیا و برسام
تصویر شخصیت بردیا در رمان بازگشت گلوله بردیا
تصویر شخصیت برسام در رمان بازگشت گلوله برسام
تصویر شخصیت رز در رمان بازگشت گلوله رز
تصویر شخصیت دلارا در رمان بازگشت گلوله دلارا
تصویر شخصیت کاور دیگری از رمان در رمان بازگشت گلوله کاور دیگری از رمان
آخرین نظرات ارسال شده
  • Asal

    0

    خدا لعنتت کنه مرد کیوان حیف بود

    ۳ هفته پیش
  • زهرا 🩷

    2

    کیوان کراش عزیزم😭 چراا 😥چراا😫

    ۳ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😭😭😭😭😭

    ۳ ماه پیش
  • Roghayyeh

    1

    کیوان 😭بچه اون همه زحمت کشید به این در و اون در زد چرا اینجوری شد تف تو روت خاج

    ۴ ماه پیش
  • Mahdyeh

    0

    خدا بگم چیکارت کنه خاجی عوضی🤨🤨

    ۴ ماه پیش
  • یسنا

    0

    نیلوفر جون عالی بود

    ۴ ماه پیش
  • S.N

    3

    الان فهمیدم چرا تصمیم گرفتین یکشنبه سه شنبه پارت بزارین🤣🤣

    ۴ ماه پیش
  • ملینا

    4

    چون جیگرمون اب میشه

    ۴ ماه پیش
  • S.N

    3

    دقیقا،حالا سه شنبه یه پارت میزارن میریم تو افق تا یکشنبه محو میشیم

    ۴ ماه پیش
  • ملینا

    2

    دقیقا😂😂😂😂😂😂

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نه بیاین مثبت فکر کنیمممم😂 در عوض بین یکشنبه تا سه شنبه فقط یه روز فاصله‌ست😁❤️

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    نهههه علتش واقعا این نیست😂😂😂 شاغلم و این دو هفته یکم فشار کاری روم زیاده🥲💔

    ۴ ماه پیش
  • S.N

    0

    ای بابا،خاج و آدماش زندگی نمیزارن برا ادم که😁😁😄

    ۴ ماه پیش
  • .....

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    خیلی پایان مظلومانه‌ای داشت🥲💔 اما خب در اصل کیوان شروع کننده همه‌چی بود و شاید خاج به این خاطر سراغش رفت...چون اگه اون نبود، برسام حقیقتو در مورد خانواده‌اش نمی فهمید🥲💔 البته قطعا از برسامم میخواسته زهره چشم بگیره

    ۴ ماه پیش
  • .....

    2

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • rey☆♡

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • Fatemeh

    2

    نمی دونم چرا یه حسی بهم میگه قرارع اهیر هم با خاج برن پیش بردیا و اینکه قرارع بردیا آسیب ببینه😵🔪 از وقتی این پارتو خوندم همش همین حسو دارم😱😶 🌫️

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    امشب می‌فهمیم چی در انتظارمونه😁❤️

    ۴ ماه پیش
  • Fatemeh

    0

    وایییی صبر ندارم😱 ولی یه چیزی بگم من درونم یه موجودی هست به نام کخ 😂 چون همش دلم می خواد شخصیت هایی که دوست دارم آسیب ببینه 🫢🫣 مثلا تیر بخوره یا حتی چاقو😁🤦🏼😂

    ۴ ماه پیش
  • Nana

    0

    اوف بازم خاج

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️

    ۴ ماه پیش
  • Somebody

    1

    وای خدایا یه نفر چقدر میتونه رو وجب به وجب مخ آدم راه بره مگه:/ ؟!من تا خودم با دستای خودم این خاجو خفه نکنم ول کن نیستم!!!نیلوفر بانو تروخدا خاجو به زجرآور ترین شکل ممکن پودر کن باشه؟

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    والا من فقط یه روایت کننده ساده‌ام....اصلا کاره‌ای نیستممم😁🤭❤️ ببینیم خدا چی می‌خواد❤️❤️😅

    ۴ ماه پیش
  • نفس

    1

    بیچاره کیوان...خاج بی شرف! کی بشه از دستت خلاص بشیم

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    🥲🥲❤️❤️

    ۴ ماه پیش
  • Ala

    2

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    کیوان یه حس‌هایی داشت و برسامم متوجه این شده بود🥲❤️ چه قدرم حسودی می‌کرد🥲❤️

    ۴ ماه پیش
  • معصومه

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    قربونت عزیزدل❤️❤️ منم کیوانو دوست داشتم.بچه بامرامی بود🥲❤️

    ۴ ماه پیش
  • Fatemeh

    0

    اوه اوه بلاخره وارد اون فاز دیگه ی رمان شدیم😍😍❤️ آخ که چقدر یه آدم میتونه اینقدر رو مخ باشهه 😵😮 💨 الهی که به دست همین بردیا و برسام به بدترین شکل ممکن بمیری هم تو هم اهیر 🪦🔪

    ۴ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁😁😁

    ۴ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️