پارت صد و هشتاد و نهم :

- برای همدیگه تلاش کنید.
بلند شد و کنارم نشست. دستش را دور شانه‌ام حلقه کرد و ادامه داد:
- تو بیشتر یمین، من نمی‌دونم چی باعث شده مامانت انقدر سفت و سخت مخالفت کنه، ولی چون تنها کسی که مانعِ کنارِ هم بودنتونه، مامانِ قشنگِ توئه، تو باید بیشتر تلاش کنی. مگه این‌که دوستش نداشته باشی!
- دارم... عمیق‌تر از قبل، ولی...
- دیگه ولی نداره، من مطمئنم فؤادم بیشتر از چیزی که تصور می‌کنی دو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!