پارت بیست و یک :

«زیاد منتظرت نمی‌ذارم… شاید همین فردا همدیگه رو دیدیم… شبت به‌خیر شاهگلِ ثریا!»
دندان‌هایم را روی هم فشار دادم و نوشتم: «اگه پیام بعدیت ساعت و محلِ قرار نباشه، جور دیگه‌ای جوابتو می‌دم!»
شکلک‌ِ قلب قرمز و بوسه‌ای که فرستاد، به‌قدری عصبانی‌ام کرد که دلم می‌خواست گوشی‌ام را روی زمین بکوبم و جیغ بزنم. همین‌که انگشت‌هایم روی صفحه‌ لغزید تا حرصم را خالی کنم، صدای باز شدنِ د

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!