پاره چین به قلم دلربا عجملو
پارت بیست و یک :
«زیاد منتظرت نمیذارم… شاید همین فردا همدیگه رو دیدیم… شبت بهخیر شاهگلِ ثریا!»
دندانهایم را روی هم فشار دادم و نوشتم: «اگه پیام بعدیت ساعت و محلِ قرار نباشه، جور دیگهای جوابتو میدم!»
شکلکِ قلب قرمز و بوسهای که فرستاد، بهقدری عصبانیام کرد که دلم میخواست گوشیام را روی زمین بکوبم و جیغ بزنم. همینکه انگشتهایم روی صفحه لغزید تا حرصم را خالی کنم، صدای باز شدنِ د
لطفا صبر کنید...
